تفاوت اخلاقی و غیراخلاقی چیست؟


پاسخ 1:

شما باید اخلاق را به وضوح تعریف کنید. بعد از فکر زیاد ، تعریف خودم این است که اخلاق مترادف با اصطلاحات اخلاق ، انصاف و عدالت است. برای من ، همه این شرایط دقیقاً یکسان است. از این رو نتیجه می گیرد که چیزی غیر اخلاقی نیز ناعادلانه ، ناعادلانه و غیر اخلاقی است.

اگر (و فقط اگر) با این تعریف موافق باشید ، مواردی وجود دارد که می تواند با معیارهای اخلاقی سنجیده شود. راستگو بودن معمولاً اخلاقی است ، دروغها معمولاً غیراخلاقی است.

آنچه اخلاقی نیست من این اصطلاح را نشنیده ام ، اما احتمالاً ما می توانیم آن را در مواردی اعمال كنیم كه با معیارهای اخلاقی قابل اندازه گیری نباشد: کفش ، کشتی ، موم آب بندی ، كلم ، یا پادشاهان.

وقتی در مورد آن فکر می کنیم ، اغلب روش های مختلفی برای قضاوت یا سنجش چیزها وجود دارد. طلا را می توان در مقیاس وزن ارزیابی کرد: 100 گرم طلا در مقابل 1 کیلوگرم طلا. همچنین با قیراط قابل قضاوت است. یا چقدر تمیز و صیقلی است. یا با توجه به شکل آن

سپس جمله را در نظر بگیرید: "اگر دو و دو را اضافه كنم ، پنج می گیرم." این جمله مطابق Wren و Martin (کتاب دستور زبان مدرسه من) صحیح است اما طبق کتاب ریاضی مدرسه من اشتباه است. این احتمالاً یک جمله "غیراخلاقی" است به این معنا که نمی توان در یک مقیاس اخلاقی قضاوت کرد.

بیایید همچنین به برخی تعاریف دیگر بپردازیم که معمولاً با اخلاق همپوشانی دارند اما به نظر من یکسان نیستند.

گناه: من گناه را به عنوان یک عقیده یا عملی تعریف می کنم که مطابق با دین شما (به اصطلاح) اشتباه است. خوردن گوشت گاو احتمالاً برای یک هندو گناه آور است ، اما طبق کتاب آداب و رسوم یا کتاب تغذیه قابل قبول است. *

قانون: من قانون را مجموعه ای از قواعد دولت تعریف می کنم. در هند غیرقانونی است که پزشک سونوگرافی در مورد جنسیت فرزند متولد نشده خود به مادر بگوید. گفتن به او غیر انسانی نیست. گفتن به او ناعادلانه نیست (در حقیقت این غیر اخلاقی است که هنگام درخواست آن را به او نگوییم). حرف من این است که قانون و اخلاق مفاهیم مختلفی هستند. آنها معمولاً با هم همپوشانی دارند: اگر چیزی غیر اخلاقی باشد ، معمولاً غیرقانونی است. اما نه همیشه

رفتارها: قوانین آداب و معاشرت که زندگی را برای اطرافیان راحت می کند. چیدن بینی من در ملاء عام غیر انسانی است. غیرقانونی یا گناهکار نیست.

شما نمی توانید با روشی که اخلاق یا گناه را تعریف کردم یا سایر خصوصیات تعریف کنم. مهم نیست. با این حال ، فکر می کنم تعاریف خاص خود را برای درک واضح و مهم داشته باشید. در غیر این صورت اگر منظور شما از یک چیز باشد و منظور من چیز دیگری در مورد اخلاق استدلال خواهیم کرد.

* به نظرم خوردن گوشت گاو ، گوشت گوسفند ، گوشت خوک یا هر پستاندار دیگری غیر اخلاقی است. پستانداران موجودات باهوش هستند. وقتی آنها را می خوریم ، از قدرت برتر ما به عنوان انسان در برابر آنها استفاده می کنیم. ناعادلانه است


پاسخ 2:

اخلاق خوب ، Suneet Sood به نوعی آن را ساخت. برای مقابله با آن باید ابتدا چیزی را تعریف کنید.

اما من قصد دارم یک نسخه ساده بگیرم. (جدی ، پاسخ Sunetet را بخوانید ، عالی است).

بنابراین قصد دارم اخلاق را با نیت و توانایی بررسی کنم. مثلاً گرگ بگیرید. گرگ و اعمال او را غیر اخلاقی (غیراخلاقی) تعریف می کنم. چرا؟

گرگ چه می خورد؟ گوشت چگونه گوشت دریافت می کنید؟ با تعقیب ، گزش ، کشتن و خوردن حیوان بی گناه. این HORRID است! در حقیقت ، بسیاری از افراد با دیدن گرگ شلیک می کنند (بیشتر از ترس از کاری که می توانند انجام دهند یا دامها را تهدید کنند ، اما نکته مشخص است).

اما هنوز هم غیر اخلاقی است. چرا؟

گرگها چاره ای ندارند. اگر آنها را نکشند ، آنها نمی خورند. اگر آنها غذا نخورند ، آنها می میرند. آیا می خواهید دور هم بنشینید و فرزندان خود را بمیرند زیرا "کشتن غیراخلاقی است" ("اشتباه")؟ نه این غیر اخلاقی است که به فرزندان خود غذا ندهید ، بنابراین گرگ چاره ای ندارد. آنها چاره ای ندارند و بنابراین چاره ای ندارند - معضل غیر اخلاقی.

حالا اگر گرگ انتخابی داشت و آنها تصمیم گرفتند چنین شکار کنند؟ غیراخلاقی است زیرا آنها قادر به گزینه های دیگر هستند. یعنی آنها چاره ای دارند و آنها با آمادگی انتخاب می کنند.

من نمی گویم که همه موارد کاملاً واضح است. همانطور که سونت می گوید ، پیچیده است (خب ، این دلالت دارد). اما اگر گزینه های دیگری دارید و انتخاب می کنید ، اینجاست که مسائل اخلاقی به وجود می آید. اگر چاره ای ندارید؟ سؤال از این که آیا این اخلاقی است نوعی بی معنی است - به هر حال باید این کار را انجام دهید.