تفاوت بین مذهبی و معنوی چیست؟


پاسخ 1:

الف) یک شخص معنوی سعی می کند الهی را در خودش تحقق بخشد. این کار از طریق تمرینات یوگا امکان پذیر است. یک فرد مذهبی امیدوار است با رعایت قوانین دین خود خدا را خوشحال کند و به بهشت ​​برود. بنابراین ، اهداف متفاوت هستند

ب) یک شخص روحانی تحقق یافته ، در عقل و در سایه نفس درونی خود تجربه می کند و زندگی می کند ، که سرشار از شادی ، شگفتی و شادی درونی است. یک فرد مذهبی می تواند به طور موقت احساسات را بالا ببرد (که آنها را با شادی اشتباه می گیرند). افراد مذهبی شادی ماندگار و مستقل از تکانه های خارجی را تجربه نخواهند کرد

ج) اغلب افراد روحانی نیز می توانند با روشی متوسط ​​و فاسد رفتار کنند. این فرض اشتباه است که باور کنیم کسی که به معنای متوسط ​​/ محروم عمل کند نمی تواند از نظر معنوی تحقق یابد. نمونه خوبی از چنین شخصی راوانا از حماسه هندو Ramayana است

د) افراد متدین (به ویژه کسانی که از مذاهب ابراهیمی ، یعنی مسیحیت / یهودیت / اسلام) اطمینان دارند که کسانی که از دین خود پیروی نمی کنند ، به جهنم می روند یا از نظر خدا به شدت ناتوان هستند. افراد روحانی برای این واقعیت که روش های مختلفی برای تحقق خدا وجود داشته باشد ، باز هستند

ه) افراد معنوی پیشرفته ، خدا را در همه آفرینش ها ، از جمله در خودشان تجربه می کنند. افراد مذهبی تا حد زیادی خدا را جلوه ای از بیرون از خود می دانند


پاسخ 2:

تفاوت دین و معنویت با تفاوت جسم و روح مشابه است. آنها مکمل یکدیگر هستند و یکسان نیستند. بدن فروپاشی می کند ، اما روح جاودانه است.

تقریباً همه مذاهب به عنوان حرکت معنوی بنیانگذارانشان آغاز شدند. عیسی مسیح ، بودا یا گورو ناناک هرگز تصور نمی کردند که یک دین را بنا نهاده اند. آنها مطابق قوانین جهان برخی اصول را برای یک زندگی معنادار ارائه دادند. با این حال ، این قوانین به زودی تدوین شدند و بنیانگذاران به عنوان خدا بت پرستی شدند. تمام حرکات معنوی با قوانین مدون به مرور زمان تبدیل به مذاهب شده اند ، و از پیروان خواسته شده است که برای خشنود کردن خدا از آیین های متعددی پیروی کنند. به محض اینکه یک دین هویت خود را توسعه داد ، مردم طبق خطوط دینی تقسیم شدند و درگیری بین مذاهب آغاز شد.

تفاوت یک فرد متدین و معنوی را می توان به شرح زیر ذکر کرد.

  1. افراد متدین آیین های بسیاری را دنبال می کنند ، در حالی که افراد معنوی به دنبال پاکسازی درونی هستند. خدای شخص متدین در خارج است ، در حالی که خدای شخص روحانی در قلب او قرار دارد. افراد متدین عقاید و عقاید متفاوتی دارند ، در حالی که افراد معنوی دارای افکار و عقاید مشابه هستند. افراد متدین با روحانی باهم می جنگند و صلح را به جامعه می کشانند افراد متدین به کلمات کتاب مقدس اعتقاد دارند در حالی که افراد معنوی به روح خود اعتقاد دارند افراد متدین مانند سایر مذاهب دوست ندارند ، در حالی که افراد روحانی با تمام دین ها رفتار می کنند

پاسخ 3:

دین یک فلسفه ثابت است. آداب و رسوم ، ادبیات و آداب و رسوم استاندارد شده است. در بسیاری موارد ، رهبران معنوی فعلی از عمیق ترین معنای آنچه انجام می دهند آگاهی ندارند.

در حالی که بسیاری دین را بد می دانند ، من اینطور فکر نمی کنم. مهمترین مذاهب در جهان بیان زیبایی از تنوع است ، چگونه بشریت می تواند جنبه های الهی زندگی را تجربه کند.

اعتقاد من این نیست که دین بد است ، بلکه این که کسی که تجربه بدی دارد ، در جای اشتباهی است. هر دینی در دیدن الهی تخصص دارد. اگر فرد از نظر روانشناختی با سیستم اعتقادی خاصی ناسازگار باشد ، احتمال استرس روانی و آسیب روانی وجود دارد.

به نظر می رسد معنویت یک ماجراجویی فردی است. فرد یا گروه کوچک سعی می کنند الهی را به روشی بسیار شخصی تجربه کنند. این مسیر می تواند بسیار دشوار باشد زیرا هیچ برنامه بازی و کتاب قانون وجود ندارد. شما باید دستورالعمل شهود خود را دنبال کنید ، که درک آنها در ابتدا دشوار است.

این دنیای مشاغل و مشاوران معنوی است. مشکل اینجاست که موارد کلاهبرداری بسیار زیاد است. این می تواند نابینایان باشد که نابینایان را هدایت می کند. در بسیاری از موارد ، این افراد به اندازه دین بد هستند زیرا تنها یک راه پیشرفت معنوی را می شناسند. بنابراین شما دوباره در همان قایق ادیان قرار دارید ، فقط در مقیاس کوچکتر.

خوب خواهد بود وقتی که علم نتایج فیزیولوژیکی و روانی هر عمل معنوی را انجام داده است. سپس توسعه معنوی شامل یک برنامه شخصی است که شانس بالایی در ایجاد یک فرد روشنفکر برای همه دارد.


پاسخ 4:

دین یک فلسفه ثابت است. آداب و رسوم ، ادبیات و آداب و رسوم استاندارد شده است. در بسیاری موارد ، رهبران معنوی فعلی از عمیق ترین معنای آنچه انجام می دهند آگاهی ندارند.

در حالی که بسیاری دین را بد می دانند ، من اینطور فکر نمی کنم. مهمترین مذاهب در جهان بیان زیبایی از تنوع است ، چگونه بشریت می تواند جنبه های الهی زندگی را تجربه کند.

اعتقاد من این نیست که دین بد است ، بلکه این که کسی که تجربه بدی دارد ، در جای اشتباهی است. هر دینی در دیدن الهی تخصص دارد. اگر فرد از نظر روانشناختی با سیستم اعتقادی خاصی ناسازگار باشد ، احتمال استرس روانی و آسیب روانی وجود دارد.

به نظر می رسد معنویت یک ماجراجویی فردی است. فرد یا گروه کوچک سعی می کنند الهی را به روشی بسیار شخصی تجربه کنند. این مسیر می تواند بسیار دشوار باشد زیرا هیچ برنامه بازی و کتاب قانون وجود ندارد. شما باید دستورالعمل شهود خود را دنبال کنید ، که درک آنها در ابتدا دشوار است.

این دنیای مشاغل و مشاوران معنوی است. مشکل اینجاست که موارد کلاهبرداری بسیار زیاد است. این می تواند نابینایان باشد که نابینایان را هدایت می کند. در بسیاری از موارد ، این افراد به اندازه دین بد هستند زیرا تنها یک راه پیشرفت معنوی را می شناسند. بنابراین شما دوباره در همان قایق ادیان قرار دارید ، فقط در مقیاس کوچکتر.

خوب خواهد بود وقتی که علم نتایج فیزیولوژیکی و روانی هر عمل معنوی را انجام داده است. سپس توسعه معنوی شامل یک برنامه شخصی است که شانس بالایی در ایجاد یک فرد روشنفکر برای همه دارد.