تفاوت بین اعتماد به نفس و فقط مراقبت نکردن چیست؟


پاسخ 1:

می دانید ، من فکر می کنم این یک سوال واقعاً جالب در نحوه بیان آن است. به اندازه کافی عجیب و غریب ، اولین واکنش من این بود: "شما تفاوت بین یک زیر لایه به علاوه روکش و یک لاک براق چند لایه را می پرسید" زیرا در مغز من معمولاً از قیاس اتومبیل استفاده می شود. هر دو برای محافظت از آنچه در زیر وجود دارد ، وجود دارند و هر دو براق هستند.

من آن را ارائه می دهم "عدم مراقبت" می تواند به معنای این باشد که عقاید دیگران را تحقیر کنید یا آنها را رد کنید. این به طور کلی چیز بدی است. از آنجا که اینترنت کاملاً اینترنت بود ، من هیچ کس را گول نمی زدم زیرا می گفتم ، "حتی یک ساعت مچی متوقف درست است دو بار در روز." برای من ، بدترین نوع جهنم یک جهنم جورج لوکاس پیشوئل خواهد بود: احاطه شده توسط افرادی که همیشه با من موافق خواهند بود. حتی اگر کسی جهنم زنده را از من ناراحت کند ، من هنوز هم گوش می کنم زیرا می توانم چیزی را از منظر عجیب آنها یاد بگیرم. خفه کردن یا مسدود کردن کسی به این معنی است که من عمداً جهل را انتخاب کردم و این موضوع مرا به مراتب بیشتر از ناراحتی از آنها آزار می دهد. مراقبت نکردن ممکن است مرا در یک شرایط دشوار طی کند ، اما از من کم می کند ، زیرا من تصمیم گرفته ام تا گوش و افکارم را به چیزی که شاید از آن یاد گرفته ام باز نکنم.

با این وجود ، اعتماد به معنای این است که من از دستاوردها و تجارب قابل توجه پشتیبانی می کنم. کت و شلوارهای خالی و بوم گردی در تمام دنیا می توانند با اطمینان از روی کره زمین اطمینان حاصل کنند و اعتماد به نفس جعلی بسیار آسان است. اما برای من ، اعتماد من از تجربیات زندگی من ناشی می شود که می دانم به آن دست یافته ام. اعتماد ، مرا به جایی می برد که ترس ممکن است من را یخ بزند ، زیرا قسمت تحلیلی ذهن من می تواند آرامش را به ترس من نگاه دارد ، و می توانم در یک میکرو ثانیه از خودم بگویم ، "بله ، این یک لحظه چالش برانگیز است ، اما شما A ، B ، C ، از طریق K و L در حال حاضر در زندگی شما است و این از همان نوع مهارت ها و توانایی ها استفاده می کند. شما آن را دارید. "این اعتماد به عنوان یک صفت است.

به طور خلاصه ، عدم مراقبت مبتنی بر دفاع و تمایل به انکار دانش است ، در حالی که اعتماد به نفس مبتنی بر دانش قابل تأمل است و بر چیزهایی متمرکز است که ممکن است ناراحت کننده باشد.

  • لطفاً ظرافت ها را در اینجا ذکر کنید که من نمی گویم "مراقبت نکردن" ناجوانمردانه یا ضعیف است. ما باید هر روز با برخی مشکلات جدی و دشوار در زندگی خود کنار بیاییم. مقابله به طور مؤثر گاهی اوقات مستلزم کنار زدن کارها است. من همچنین این اعتماد را اضافه خواهم کرد ، همانطور که من آن را تمرین می کنم ، همیشه باهوش ترین ایده در جهان نیست زیرا می تواند باعث شود که من مستقیماً به چیزهایی متکی باشم که باید از آنها دوری می کردم. متغیرهای زیادی

امیدوارم این کمک کند!


پاسخ 2:

همه ما عنصر انسانی احساسات ، هماهنگی ، احساسات ، مراقبت ، عشق و نیازهای متعلق به انسان را داریم. همه اینها به ما کمک می کند تا به روشی که واقعاً می خواهیم باشیم باشیم و عمل کنیم. بنابراین ما طبق شرایط خودمان عمل می کنیم و برای دستیابی به آنچه به دنبالش هستیم برای خوشحال کردن ما تلاش می کنیم. اما جهان از شرایط و قواعد مختلف درگیری پیروی می کند ، بنابراین ما اغلب از اعمال خود و درک و مراقبت از چیزها ناامید می شویم. هرچه بیشتر با امور ارتباط داشته باشیم ، بیشتر باید نگرانی در مورد افکار داشته باشیم. بنابراین ، آستانه ای وجود دارد که در آن از مراقبت از هر چیز خودداری می کنیم ، زیرا مدیریت امور با روش بسیار دشوار و دشوار می شود. اینگونه است که می آموزیم برای آرام کردن افکار و عقاید نگران کننده خود ، از چیزهایی جدا شویم و یاد بگیریم با تمرکز و نگاه کردن به خود به عنوان مرکز ، به چیزی متکبر و خودخواه پاسخ دهیم.

اعتماد هنگامی ایجاد می شود که شجاعت نیاز به دست می آید. شجاعت ، اعتماد به نفس در مراقبت از یکی از آنها فریبنده است ، اما به دنبال هدف بی نظیر آن است. آنچه ما حضور داریم نتیجه افکارمان است ، بنابراین ما به آنچه تصور کرده ایم تبدیل شده ایم.

وقتی جلوی مراقبت از دیگران را بگیریم ، زندگی واقعی ما آغاز می شود. ما اغلب احترام دیگران را می دانیم ، اما واقعیت کار دشواری است و در این زمانهای رقابتی انجام دادن بهترین کاری با حواس پرتی های خارجی کار دشوار است. بنابراین ، وقتی از مراقبت از خود جلوگیری می کنیم ، فقط به خودمان توجه می کنیم ، زیرا می دانیم که همه چیز خوب خواهد بود و می تواند از خود مراقبت کند. همچنین این واقعیت که فقط سرنوشت خودمان در دست ماست و نمی توان چیز دیگری را تغییر داد. شکست های مداوم ، ناامیدی ، احساسات و احساسات شدید اغلب ما را وادار به ایجاد تغییرات شدید می کنند. بنابراین ، بهتر است که به دنیا اهمیت ندهید.

کمی خودخواهی و استکبار برای مبارزات و موفقیت در شرایط فعلی مهم است. همه چیز به یک قیمت می رسد و می فهمیم که فقط می توانیم خودمان را نجات دهیم. تجربه سازنده اعتماد بزرگی است. هرچه نبردها ، نبردهای بیشتری را برای مقابله با خود داشته باشید ، مشکلات بیشتری را برای مقابله با خود خواهید داشت و اعتماد به نفس بیشتری در هنگام موفقیت در بیشتر کارها در خود خواهید داشت.

بنابراین گذشته به پایان رسیده است ، اما می تواند درسهای خوبی را آموزش دهد. یک دیدگاه می تواند تفسیرهای بسیاری داشته باشد ، به گونه ای که می توانیم یک موضوع را بی نهایت بطور پیش فرض حدس بزنیم ، اما هیچ چیز امیدوار کننده تر از زندگی کردن و برخورد با لحظه تنها نیست. همه چیز وقتی می آید که زمان مناسب است. بنابراین صبور باشید ، کمتر صحبت کنید ، بیشتر تماشا کنید ، کمتر فکر کنید ، بیشتر احساس کنید. صبر ، تحمل برای دستیابی به موفقیت و رهایی از غرور دست به دست هم می دهند. بنابراین در زندگی همه چیز و همه به هم مرتبط هستند و یکی از موارد دیگر تأثیر می گذارد. بنابراین آنچه از ما سؤال می شود یا اوضاع از ما خواسته است ، ما در واقعیت به این تصویر تبدیل می شویم.

زندگی ناامن است و باید مراقب باشید تا مسئولیت همه چیز در زندگی شما ، از جمله اعمال خودتان را بر عهده بگیرید. بنابراین هیچ عادی جدیدی وجود ندارد که وضعیتی را که ما از طریق تعامل و تعامل ارائه می دهیم نیاز داشته باشد.