فرق بین یک فرد تحصیل کرده ، یک فرد باهوش و یک نابغه چیست؟


پاسخ 1:

سوال خارق العاده. افراد تحصیل کرده در مدرسه خوب هستند. آنها چیزهایی را به خاطر می آورند و می توانند به سوالات مدرسه پاسخ دهند. آنها در HS ، گاهی اوقات در کالج ، و اغلب در دنیای واقعی عملکرد خوبی دارند ، اما آنها فقط قوانین را رعایت می کنند - حتی قوانین پنهان در مورد چگونگی نگاه خوب ، گفتن موارد صحیح ، و "فرمان" خوب بودن در فرمان. افراد تحصیل کرده در یک پارادایم گرفتار می شوند ، اما در آن الگوی خوب هستند.

افراد هوشمند آن را در سطحی عمیق تر دریافت می کنند. شما می دانید که چرا و چقدر عمیق تر است. بعضی اوقات می توانید ببینید که چگونه کارها در سطح پایه کار می کنند و می توانند مشکلات اساسی و پیچیده را برطرف کنند. این افراد می توانند در درون "سیستم" کار کنند ، اما اغلب از ناتوانی سیستم در ایجاد تغییرات واقعی و تولیدی ناامید می شوند ، زیرا این سیستم تحت سلطه افرادی است که نیازهای خود را بر اساس نیازهای سیستمی که متعلق به آنهاست قرار می دهد. ،

نبوغ نوع دیگری از گربه ها است. شما مسائل را حتی بیشتر می بینید. ببینید که چگونه قسمت های بیشتری در کنار هم قرار می گیرند و راه حل هایی را تصور می کنید که نیاز به درک عمیق تر از پیچیدگی ها و اغلب سادگی تعاملاتی که جهان را تشکیل می دهند ، تصور کنید. متأسفانه ، این افراد معمولاً به همان زبان افرادی که اغلب در قدرت هستند ، صحبت نمی کنند و در مدرسه خوب عمل می کنند و می دانند که سیستم خارجی چگونه کار می کند.

نبوغ و افراد باهوش اغلب کمتر خودمحور هستند زیرا می بینند به جای اینکه مرکز جهان باشند بخشی از چیز دیگری هستند. افرادی که در مرکز جهان قرار دارند ، گرایش به ارائه راه حل های بد و اغلب مخرب برای مشکلات دارند زیرا پیچیدگی این مشکلات توسط خودشیفتگی آنها از آنها پنهان است.


پاسخ 2:

به طور کلی ، تفاوت در نحوه ارتباط آنها با ایده ها است.

برای نشان دادن اختلافات ، وانمود می کنیم که یک نماینده خوب از هر نوع که دو نفر دیگر را نمی شناسد فقط در یک میز گرد نشسته است. مکالمه بین آنها می تواند چیزی شبیه به این باشد:

نبوغ: نکته جالب در مورد میزهای دور این است که شما نه تنها می توانید آنها را بچرخانید بلکه آنها را بچرخانید.

فرد باهوش: خوشبختانه ، لازم نیست که هر دو کار را انجام دهیم ، زیرا صحبت کردن راحت است.

فرد تحصیل کرده: تحقیقات نشان داده است که مکالمه ها وقتی صحبت متناوب صحبت می کنند از زمانی که یکدیگر را قطع می کنند ، مولد تر است.

این یک نمونه احمقانه است ، البته ، و احتمالاً یک آدم برفی در زندگی واقعی آنقدر مهربان نیست. (از طرف دیگر ، بعضی از افراد بسیار زیبا و عصبی وجود دارند - به خصوص در اینجا در Quora - بنابراین شما هرگز هرگز نمی دانید.) هدف هر جمله بیانگر نوع ایده هایی است که معمولاً با هر نوع همراه است.

در اینجا توضیح دیگری وجود دارد:

نبوغ

بدون یک ماشه خارجی با یک ایده یا مفهوم جدید همراه است. این اغلب مشاهده ای است که اکثر دیگران از این امر غافل شده اند ، اما وقتی آنها را می شنوند ، معمولاً با "گاس ، چرا من اول از آن فکر نمی کردم" پاسخ می دهند. ایده برای توسعه دشوار است ، اما به نظر می رسد پس از تدوین ، اطلاع رسانی ، یا گسترده تر ، و معنی دار یا مرتبط با اوضاع. یک جمله مبتکرانه نمی تواند حقایق باشد ، مانند "چیز خوب در مورد میزهای دور این است که می توان آنها را به سه برش مساوی تقسیم کرد" زیرا پیدا کردن حقیقت کار چندان دشوار نیست.

قدرت نبوغ یک توانایی مورد بحث ، ضعیف درک و تقریباً غیرممکن است که ایده های اصلی اما ارزشمند را قادر می سازد عملاً از هیچ چیز توسعه یابند. نبوغ کلیشه مخترع است. یک نبوغ از مغز خود مانند آنتن استفاده می کند.

فرد باهوش

یک ایده موجود را تجزیه و تحلیل کرده و استثناهایی را از قانون گسترش می دهد ، افشا می کند یا می یابد. به عنوان مثال ، در سناریوی فوق ، فرد باهوش پیشنهاد کرد افرادی که در یک میز گرد نشسته اند ، نیازی به چرخش نداشته باشند بلکه منصفانه ارتباط برقرار کنند.

قدرت مرد باهوش منطق است. برخلاف نبوغ ، فرد باهوش به عنوان شرط شروع به ورودی نیاز دارد. این ورودی می تواند یک سوال یا ایده دیگر باشد که برای تجزیه و تحلیل و بهبود مناسب است. فرد باهوش کلیشه ای فیلسوف یا دانشمند است. فرد باهوش مانند کامپیوتر از مغز خود استفاده می کند.

فرد تحصیل کرده:

فرد تحصیل کرده ایده می گیرد ، آن را در برابر پیشینه اطلاعاتی که معمولاً واقعی است بررسی می کند و نتیجه واقعی یا نادرستی را ارائه می دهد. در اینجا فرد تحصیل کرده می تواند پیشنهاد کند که اگر یک نفر صحبت کند و همه افراد در یک زمان خاص گوش دهند ، گفتگو مفیدتر است. او برای متقاعد کردن دو نفر دیگر از تیز ذهن خود استفاده نکرد ، اما اطلاعات مربوطه را که در حافظه ذخیره شده بود ، ارائه کرد. قدرت فرد تحصیل کرده حافظه ، بازیابی اطلاعات و مقایسه است.

شخص کلیشه قاضی است. فرد تحصیل کرده مانند پایگاه داده از مغز خود استفاده می کند.

نکته مهم: در واقعیت ، نبوغ ، فرد باهوش و تحصیل کرده افراد متفاوتی نیستند ، اما روشهای مختلفی برای تفکر که همه سرها حداقل یک بار قادر به انجام آن هستند و در آن داخل و خارج شده اند. تقریباً همه افراد لحظات ابتکاری ، لحظه های هوشمندانه و لحظه های تحصیل شده یا آگاهانه خود را در تکه های کیک با اندازه های مختلف دارند. هرچه 3.14159265359 بیشتر باشد ، بهتر است.

تولید شده با SpeechToText PRO.


پاسخ 3:

به طور کلی ، تفاوت در نحوه ارتباط آنها با ایده ها است.

برای نشان دادن اختلافات ، وانمود می کنیم که یک نماینده خوب از هر نوع که دو نفر دیگر را نمی شناسد فقط در یک میز گرد نشسته است. مکالمه بین آنها می تواند چیزی شبیه به این باشد:

نبوغ: نکته جالب در مورد میزهای دور این است که شما نه تنها می توانید آنها را بچرخانید بلکه آنها را بچرخانید.

فرد باهوش: خوشبختانه ، لازم نیست که هر دو کار را انجام دهیم ، زیرا صحبت کردن راحت است.

فرد تحصیل کرده: تحقیقات نشان داده است که مکالمه ها وقتی صحبت متناوب صحبت می کنند از زمانی که یکدیگر را قطع می کنند ، مولد تر است.

این یک نمونه احمقانه است ، البته ، و احتمالاً یک آدم برفی در زندگی واقعی آنقدر مهربان نیست. (از طرف دیگر ، بعضی از افراد بسیار زیبا و عصبی وجود دارند - به خصوص در اینجا در Quora - بنابراین شما هرگز هرگز نمی دانید.) هدف هر جمله بیانگر نوع ایده هایی است که معمولاً با هر نوع همراه است.

در اینجا توضیح دیگری وجود دارد:

نبوغ

بدون یک ماشه خارجی با یک ایده یا مفهوم جدید همراه است. این اغلب مشاهده ای است که اکثر دیگران از این امر غافل شده اند ، اما وقتی آنها را می شنوند ، معمولاً با "گاس ، چرا من اول از آن فکر نمی کردم" پاسخ می دهند. ایده برای توسعه دشوار است ، اما به نظر می رسد پس از تدوین ، اطلاع رسانی ، یا گسترده تر ، و معنی دار یا مرتبط با اوضاع. یک جمله مبتکرانه نمی تواند حقایق باشد ، مانند "چیز خوب در مورد میزهای دور این است که می توان آنها را به سه برش مساوی تقسیم کرد" زیرا پیدا کردن حقیقت کار چندان دشوار نیست.

قدرت نبوغ یک توانایی مورد بحث ، ضعیف درک و تقریباً غیرممکن است که ایده های اصلی اما ارزشمند را قادر می سازد عملاً از هیچ چیز توسعه یابند. نبوغ کلیشه مخترع است. یک نبوغ از مغز خود مانند آنتن استفاده می کند.

فرد باهوش

یک ایده موجود را تجزیه و تحلیل کرده و استثناهایی را از قانون گسترش می دهد ، افشا می کند یا می یابد. به عنوان مثال ، در سناریوی فوق ، فرد باهوش پیشنهاد کرد افرادی که در یک میز گرد نشسته اند ، نیازی به چرخش نداشته باشند بلکه منصفانه ارتباط برقرار کنند.

قدرت مرد باهوش منطق است. برخلاف نبوغ ، فرد باهوش به عنوان شرط شروع به ورودی نیاز دارد. این ورودی می تواند یک سوال یا ایده دیگر باشد که برای تجزیه و تحلیل و بهبود مناسب است. فرد باهوش کلیشه ای فیلسوف یا دانشمند است. فرد باهوش مانند کامپیوتر از مغز خود استفاده می کند.

فرد تحصیل کرده:

فرد تحصیل کرده ایده می گیرد ، آن را در برابر پیشینه اطلاعاتی که معمولاً واقعی است بررسی می کند و نتیجه واقعی یا نادرستی را ارائه می دهد. در اینجا فرد تحصیل کرده می تواند پیشنهاد کند که اگر یک نفر صحبت کند و همه افراد در یک زمان خاص گوش دهند ، گفتگو مفیدتر است. او برای متقاعد کردن دو نفر دیگر از تیز ذهن خود استفاده نکرد ، اما اطلاعات مربوطه را که در حافظه ذخیره شده بود ، ارائه کرد. قدرت فرد تحصیل کرده حافظه ، بازیابی اطلاعات و مقایسه است.

شخص کلیشه قاضی است. فرد تحصیل کرده مانند پایگاه داده از مغز خود استفاده می کند.

نکته مهم: در واقعیت ، نبوغ ، فرد باهوش و تحصیل کرده افراد متفاوتی نیستند ، اما روشهای مختلفی برای تفکر که همه سرها حداقل یک بار قادر به انجام آن هستند و در آن داخل و خارج شده اند. تقریباً همه افراد لحظات ابتکاری ، لحظه های هوشمندانه و لحظه های تحصیل شده یا آگاهانه خود را در تکه های کیک با اندازه های مختلف دارند. هرچه 3.14159265359 بیشتر باشد ، بهتر است.

تولید شده با SpeechToText PRO.