تفاوت بین روشهای چابک و آبشار چیست؟


پاسخ 1:

بیایید با اصول اولیه شروع کنیم و قبل از بررسی جوانب مثبت و منفی آنها به اصول اولیه این روش های مدیریت پروژه بپردازیم.

روش آبشار یک رویکرد سنتی برای توسعه نرم افزار محسوب می شود. طبق این روش ، این پروژه به چندین مرحله پی در پی تقسیم شده است که در همان زمان قابل اجرا نیست. در پایان هر مرحله ، شما باید الزامات را مرور کرده و تنها پس از آن به مرحله بعدی بروید. این را باید در نظر داشته باشید که پس از اتمام فاز ، می توانید دوباره از زمان استفاده کامل از چرخه توسعه استفاده کنید. بنابراین ، این روش توسعه را به عنوان یک فرایند خطی و متوالی توصیف می کند ، که به طور معمول از هفت مرحله تشکیل شده است:

مزایا:

  • سهولت استفاده: به دلیل سادگی ذاتی که دارد ، این روش برای تازه واردان و / یا توسعه دهندگان جوان آسان است. تمرکز مستندات دقیق: ایجاد مستندات برای هر مرحله مورد نیاز است ، به موجب آن اهداف تیم توسعه ، پروژه ، برای مشتری واضح تر ، واضح تر و آسان تر می شود و توسط شخص جدیدی در تیم پذیرفته می شود. استفاده آسان: از آنجا که آبشار سفت و سخت است ، همیشه در هر مرحله نیازهای خاصی ، نتایج مورد انتظار و بررسی وجود دارد که این امر باعث می شود نظارت بر یک پروژه یک تکه کیک باشد.

معایب:

  • شناخت الزامات به آسانی به نظر نمی رسد: الزامات واضح مهم است ، اما اغلب به این صورت است که مشتری قادر به شناسایی کلیه "خواسته ها و نیازها" مهم در ابتدای پروژه نیست. تغییرات بسیار ناچیز و پرهزینه هستند: اگر تیمی در هنگام کد نویسی خود مشکلی را تشخیص دهد ، آنها نمی توانند به سادگی به مرحله قبلی بازگردند و برای حل آن تعدیل کنند. مشتریان می توانند بی تاب باشند که حداقل برخی از قسمت های نرم افزار عامل را ببینند ، اما مرحله توسعه به خودی خود بسیار دیر شروع می شود ، آزمایش دیر هنگام خیلی خطرناک است زیرا ممکن است قبل از مهلت زمان کافی نباشد. در این حالت ممکن است خطاهای خاصی به موقع تشخیص داده نشوند.

AGILE: PROS & CONS

ما در جنگ بین چابک و آبشار به رقیب خود می آییم. اول از همه ، ما باید این نکته را بیان کنیم که چابک یک راهنمای کلی است که در مانیفست چابک (2001) منعکس شده است. این چارچوب برای توسعه نرم افزار به روش های مختلف چابکی مانند Scrum ، Kanban و غیره پیاده سازی شده است.

به طور خلاصه ، روش چابک از رویکرد آبشار خطی به نفع یک روش تکراری غفلت می کند. به گفته Agile ، اجرای پروژه با ایجاد یک بقیه محصول انجام می شود ، که در اصل شامل لیست کلیه کارهایی است که باید در طول توسعه انجام شود. وظایف باید در اولویت قرار گیرند و تعداد مشخصی از کارهایی که بیشترین اولویت را دارند شامل بقیه بخش های پشت سر هم هستند. Sprints نمایانگر تکرارهای اجرای پروژه است. هر اسپرینت می تواند از یک هفته تا یک ماه طول بکشد و باید شامل بررسی اولویت های پروژه ، برنامه ریزی ، طراحی ، کد نویسی و آزمایش (تست واحد و پذیرش) باشد. هدف هر اسپرینت این است که صاحب محصول را با یک محصول آماده استفاده حتی اگر تنها توابع محدود داشته باشد ارائه دهد.

طبق گفته های Agile ، تمرکز بر روی خود سازماندهی تیم با نظارت و کنترل اندک است. در چابک ، تعامل شخصی ، همکاری و سازگاری با تغییر در فهرست اولویتها زیاد است.

چابک پیشنهاد می کند که یک نماینده مشتری را در یک تیم متقاطع کار کنید که روی اجرای پروژه کار می کند. علاوه بر توسعه دهندگان که کد را خودشان و نماینده مشتری می نویسند ، چنین تیمی باید شامل برنامه ریزان ، طراحان و آزمایش کنندگان باشد.

اسکرام شاید بهترین چارچوب شناخته شده مدیریت پروژه باشد که مظهر اصول چابک است. اسکرام مجموعه خاصی از نقش هایی که باید انجام شود ، مسئولیت های مربوط به هر نقش و جلسات استندآپ روزانه را که برای تنظیم برنامه ها برنامه ریزی شده است ، تعریف می کند. Sprints سریعتر است و یک یا دو هفته طول می کشد. نقش ها شامل مالک محصول ، توسعه دهنده و Scrum Master می شود که کار را آسان تر می کند و به عنوان "بافر" بین تیم و حواس پرتی احتمالی عمل می کند.

روش چابک دیگر ، Kanban ، نام خود را از کلمه ژاپنی "کارت" یا "علامت تصویری" گرفت. این موضوع به شدت روی تجسم جریان کار ، به حداقل رساندن کار در جریان و تنظیم کوچک مداوم یک سیستم موجود تمرکز دارد.

مزایا:

  • سازگاری برای تغییر: برنامه های قبلی می توانند به سرعت در دنیای همیشه در حال تغییر فناوری از بین بروند و Agile ثابت کرده است که به دلیل فناوری های جدید و همچنین نیازهای مشتری قادر به سازگاری بهتر با تغییرات است. ارتباطات اولویت دارد: تعامل چهره به چهره و بازخورد اصول اصلی چابک است که باعث ارتقاء مداوم مهارت های تیم می شود. همکاری نزدیک با مشتری: مشتریان فرصت های بیشتری دارند تا بتوانند با اعضای تیم همکاری نزدیک داشته باشند تا بتوانند محصول نهایی را به چه شکلی بنظر بیایند ضروری برای تعریف همه الزامات درست از ابتدا: آنها می توانند در طول پروژه تنظیم شوند. آزمایش دقیق: آزمایش واحد و پذیرش در طول هر اسپرینت احتمال استفاده و خطاهای غیرمترقبه در محصول نهایی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

معایب:

  • عدم قطعیت تاریخ تحویل: با توجه به تغییرات تکراری در اولویت های پروژه ، تاریخ های تحویل نمی توانند از قبل 100٪ برنامه ریزی شوند. همچنین ممکن است اضافه کردن اسپرینت لازم باشد ، که این نیز راه اندازی محصول نهایی را به تعویق می اندازد. مهارتهای بسیار پیشرفته ای که مورد نیاز اعضای تیم است: از آنجا که تیم باید عملکردی و در عین حال اندک باشد ، هر یک از اعضای تیم اغلب باید نقش خاصی را انجام دهند (به عنوان مثال طراح). بنابراین ، هر توسعه دهنده باید بسیار خوب از نحوه کار خود استفاده کند و کمتر به ایجاد مستندات توجه کند: Agile برنامه نویسی خود را بر اساس ایجاد مستندات دقیق قرار می دهد. مستندات باید از یک هدف خاص استفاده کنند: این امکان را می دهد که یک مبتدی بتواند چگونگی و چرا کد را نگاشته باشد.

AGILE VS WATERFALL: کدام هزینه ها هستند؟

پول مهم است همه ما این را می دانیم. به همین دلیل ، محدودیتهای بودجه اجتناب ناپذیر است و باید آنچه را که می توانید یا نمی توانید از آن استفاده کنید ، در نظر بگیرید. بنابراین بیایید مقایسه کنید که چقدر توسعه چابک و آبشار برای تصمیم گیری مالی عاقلانه برای آینده پروژه شما هزینه دارد.

ما باید در مورد یک چیز روشن باشیم. هر پروژه با توجه به مشخصات فنی ، الزامات و غیره بی نظیر است. بنابراین ، غیرممکن است بگوییم ، "توسعه سریع پروژه شما X $ هزینه خواهد داشت ، یا مجبور خواهید بود Y $ را برای تهیه همان پروژه هزینه کنید. "هزینه های توسعه به عوامل مختلفی بستگی دارد ، از جمله نرخ ساعتی برنامه نویسی هایی که شما استخدام می کنید ، عملکردی که باید انجام شود ، نوع توسعه (ساختن یک برنامه وب یا پروژه اندرویدی پروژه های مختلفی است) و غیره.

با این حال ، همانطور که مطالعات انجام شده توسط گروه Standish نشان داده است ، ما می توانیم با قاطعیت یک چیز را برای شما بیان کنیم: روش توسعه چابک اثبات شده اقتصادی تر از روش آبشار است. این مطالعه نشان داد که پروژه های چابک به طور متوسط ​​چهار برابر ارزانتر از پروژه های آبشار و ده برابر سریعتر از پروژه های آبشار هستند. بنابراین شواهد تجربی روشنی داریم که روش چابک ارزانتر از آبشار است. شاید این یکی از اصلی ترین دلایلی باشد که چرا Agile بدون توجه به اندازه آنها ، در بین شرکت های IT بسیار محبوب می شود.

AGILE VS WATERFALL: چگونه انتخاب شود

تصمیمات مهم مانند انتخاب روش مدیریت پروژه هرگز آسان نخواهد بود. با این حال ، ما دوست داریم این تصمیم را حداقل کمی برای شما راحت تر بگیریم.

پنج شاخص اصلی وجود دارد که باید قبل از انجام این انتخاب آنالیز کرده و در نظر بگیرید:

  • دامنه پروژه ، مدت زمان پروژه ، پیچیدگی ، عوامل مختلف سازمانی ، گروههای ذینفع و مشتری.

آبشار مناسب برای پروژه های کوچک و کوچک است که نیازی به تغییرات زیادی ندارد. این پروژه ها را می توان غیرقابل تغییر توصیف کرد. همچنین می توانید از روش Waterfall برای ایجاد مستندات دقیق استفاده کنید که به دلیل سادگی ، پذیرش تازه کارها و / یا توسعه دهندگان جوان را آسان می کند.

از آنجا که آبشار سختگیر است و باعث ایجاد نظم و انضباط می شود ، برای پروژه هایی که در سازمان های دیگر یا کارمندان از راه دور شرکت می کنند ، گزینه خوبی است. علاوه بر این ، بر خلاف روش چابک ، این روش متناسب با موقعیتی است که مشتری نمی تواند به شدت در اجرای پروژه درگیر شود. اگر پروژه شما محدودیت ها و محدوده های زمانی و بودجه را مشخص کرده است ، ممکن است آبشار دقیقا همان چیزی باشد که شما نیاز دارید.

روش چابک برای پروژه های بزرگ با محدوده زمانی انعطاف پذیر و محدودیت بودجه مناسب است. اما اگر تعریف یک پروژه در ابتدا دشوار باشد ، پیچیده تر می شود. اگر مطمئن هستید که باید برخی تغییرات را از طرف مشتری یا ذینفعان انجام دهید ، مطمئنا Agile گزینه شماست. از آنجا که قرار است مشتری در کل مراحل توسعه مشارکت داشته باشد ، شما باید قبل از تصمیم گیری نهایی در مورد متدولوژی مورد استفاده در پروژه ، مطمئن باشید که آنها آماده هستند.

همچنین باید اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم کاملاً نسبت به این پروژه متعهد هستند زیرا بسیار وقت گیر است و نیاز به توجه 24/7 دارد. تیم شما همچنین باید با نحوه کار خود کار کند تا بتواند طبق این روش کار کند.

خط پایین تر

هیچ متدولوژی بی عیب و نقص نیست. این وظیفه شماست که مزایا و معایب هر روش شناسی را ارزیابی کنید ، پروژه خود را ارزیابی کرده و برای خودتان ببینید که کدام روش برای پروژه شما مناسب تر است.

اگر در مورد اینکه کدام روش به بهترین وجه با الزامات پروژه شما تردید می کند ، تردید دارید ، لطفا با متخصصان ما تماس بگیرید. هر سؤالی که دارید ، همیشه یک جواب داریم.


پاسخ 2:

مدیریت پروژه آبشار از یک مدل پیش بینی کننده کنترل ریسک پروژه استفاده می کند. ایده این است: اگر می توانید تمام شرایط ، منابع و غیره را به طور دقیق پیش بینی کنید ، یک پروژه کم خطر دارید.

رویکردهای رو به جلو برای مدیریت پروژه فقط درصورتی که حدس زده باشید ، کار می کنند ، در واقع می توانید پیش بینی های خوبی را در ابتدای پروژه انجام دهید. همانطور که احتمالاً حدس زده اید ، در آنجا که آبشار کار نمی کند ، پیش بینی های شما اشتباه است.

از سوی دیگر ، رویکرد چابک ، از یک مدل تجربی کنترل ریسک استفاده می کند. اگر ناشناخته های بیشتری در پروژه خود داشته باشید این کار بهتر خواهد بود. به ویژه ، در صورت تحقق یکی از این سه شرط کمک می کند:

  • شما یک پروژه با ریسک بالاتر از حد دارید. یک یا چند منبع شما (زمان ، پول ، پرسنل و غیره) به راحتی محدود می شوند. پروژه شما به احتمال زیاد با شرایط جدید روبرو خواهد شد

در این حالت ، رویکرد چابک (همچنین با عنوان: تجربی شناخته می شود) با تکرارها و نقاط بازرسی و تعدیل مکرر ، چارچوب بهتری برای مقابله با این خطرات است.

بنابراین می بینید که نه چابکی و نه آبشار "بد" نیستند. این فقط در مورد استفاده از ابزار مناسب برای کار است.

- آنجلا


پاسخ 3:

مدیریت پروژه آبشار از یک مدل پیش بینی کننده کنترل ریسک پروژه استفاده می کند. ایده این است: اگر می توانید تمام شرایط ، منابع و غیره را به طور دقیق پیش بینی کنید ، یک پروژه کم خطر دارید.

رویکردهای رو به جلو برای مدیریت پروژه فقط درصورتی که حدس زده باشید ، کار می کنند ، در واقع می توانید پیش بینی های خوبی را در ابتدای پروژه انجام دهید. همانطور که احتمالاً حدس زده اید ، در آنجا که آبشار کار نمی کند ، پیش بینی های شما اشتباه است.

از سوی دیگر ، رویکرد چابک ، از یک مدل تجربی کنترل ریسک استفاده می کند. اگر ناشناخته های بیشتری در پروژه خود داشته باشید این کار بهتر خواهد بود. به ویژه ، در صورت تحقق یکی از این سه شرط کمک می کند:

  • شما یک پروژه با ریسک بالاتر از حد دارید. یک یا چند منبع شما (زمان ، پول ، پرسنل و غیره) به راحتی محدود می شوند. پروژه شما به احتمال زیاد با شرایط جدید روبرو خواهد شد

در این حالت ، رویکرد چابک (همچنین با عنوان: تجربی شناخته می شود) با تکرارها و نقاط بازرسی و تعدیل مکرر ، چارچوب بهتری برای مقابله با این خطرات است.

بنابراین می بینید که نه چابکی و نه آبشار "بد" نیستند. این فقط در مورد استفاده از ابزار مناسب برای کار است.

- آنجلا


پاسخ 4:

مدیریت پروژه آبشار از یک مدل پیش بینی کننده کنترل ریسک پروژه استفاده می کند. ایده این است: اگر می توانید تمام شرایط ، منابع و غیره را به طور دقیق پیش بینی کنید ، یک پروژه کم خطر دارید.

رویکردهای رو به جلو برای مدیریت پروژه فقط درصورتی که حدس زده باشید ، کار می کنند ، در واقع می توانید پیش بینی های خوبی را در ابتدای پروژه انجام دهید. همانطور که احتمالاً حدس زده اید ، در آنجا که آبشار کار نمی کند ، پیش بینی های شما اشتباه است.

از سوی دیگر ، رویکرد چابک ، از یک مدل تجربی کنترل ریسک استفاده می کند. اگر ناشناخته های بیشتری در پروژه خود داشته باشید این کار بهتر خواهد بود. به ویژه ، در صورت تحقق یکی از این سه شرط کمک می کند:

  • شما یک پروژه با ریسک بالاتر از حد دارید. یک یا چند منبع شما (زمان ، پول ، پرسنل و غیره) به راحتی محدود می شوند. پروژه شما به احتمال زیاد با شرایط جدید روبرو خواهد شد

در این حالت ، رویکرد چابک (همچنین با عنوان: تجربی شناخته می شود) با تکرارها و نقاط بازرسی و تعدیل مکرر ، چارچوب بهتری برای مقابله با این خطرات است.

بنابراین می بینید که نه چابکی و نه آبشار "بد" نیستند. این فقط در مورد استفاده از ابزار مناسب برای کار است.

- آنجلا