تفاوت بین خودشیفت و فرد ناامن چیست؟


پاسخ 1:

"Narcissist" برای اختلال شخصیت خودشیفتگی کوتاه است.

  • یک اختلال شخصیت چیست؟

کودک + محیط + سازگاری = PD

تمام اختلالات شخصیتی در کودکی در پاسخ به یک محیط خاص کودکی که با خلق و خوی ذاتی فرد در تعامل است ، آغاز می شود. هنگامی که کودکان سعی می کنند با شرایط خانه خود سازگار شوند ، جنبه هایی از "خود واقعی" آنها مورد غفلت واقع می شود و آنها یک نمای "کاذب خود" را توسعه می دهند که به منظور به حداکثر رساندن سطح پشتیبانی و مراقبت از آنها استفاده می شود. والدین و والدین آنها می توانند سرپرست دیگری بگیرند.

  • اختلالات شخصیتی عملکرد طبیعی را مختل می کند

فرایند فوق باعث می شود کودکان برخی از نقص های عملکردی و روشی سخت و دفاعی در دیدن و برخورد با جهان داشته باشند که اغلب واقعیت را تحریف می کند و از ایجاد روابط پایدار و موفق با افراد دیگر جلوگیری می کند.

این نوع مقابله به بزرگسالی ادامه می یابد ، جایی که اکنون عادت و ناخودآگاه است و احساس "عادی" می کند.

  • ویژگی های PD خودشیفتگی

در ساده ترین شکل ، اختلال شخصیت خودشیفتگی را می توان یک اختلال عزت نفس دانست که با همدلی کم عاطفی و تعدادی از راهکارهای مقابله با این وضعیت همراه است.

بسته به نحوه تلاش افراد برای حمایت از عزت نفس خود ، اختلالات شخصیت خودشیفتگی را می توان آزادانه به سه زیر گروه اصلی تقسیم کرد:

  • خودشیفتگان نمایشگاه دار

این گروهی است که بیشتر افراد هنگام شنیدن کلمه "خودشیفتگی" تصور می کنند. خودشیفتگان نمایشگاهگر آشکارا سعی می کنند مرکز توجه را تحسین کنند. آنها معمولاً سعی می کنند با نشان دادن موقعیت ، بر اجتماعات اجتماعی و موقعیت های بین فردی مسلط شوند. آنها تمایل دارند داستانهایی را بیان کنند که فکر می کنند آنها را با یک نور چاپلوسی به تصویر می کشند ، در مورد بسیاری از افراد مهم که می شناسند لاف می زنند و از آنها درخواست مشاوره ای می کنند.

آنها انتظار دارند که افراد دیگر هر آنچه را که می گویند و انجام می دهند را تحسین ، علاقه و توجه کنند.

نگرش اساسی شما این است: من عالی هستم! مرا تحسین کن

  • نرگس مخفی یا مخفی

این گروه در کانون توجه احساس ناراحتی می کنند زیرا از نمایشگاه داران ناامن تر است. آنها تمایل دارند که در معرض نقص یا جعلی در معرض آسیب و آسیب پذیر باشند. شما روشهای جلب توجه غیرمستقیم را پیدا خواهید کرد. به عنوان مثال ، آنها می توانند با افراد ، علل ، مذاهب و فلسفه هایی که به عنوان ایده آل و ایده آل ایده آل می شوند ، در ارتباط باشند.

نگرش اساسی شما این است: این عالی است! من به دلیل ارتباط با "آن" ویژه هستم.

  • نرگس سمی یا بدخیم

این گروه برای سایر افراد مخرب ترین است. راه اصلی شما برای تقویت عزت نفس این است که دیگران را احساس ناسازگاری ، اشتباه و بی فایده کنید. آنها وقتی احساس می کنند دیگران احساس بدی می کنند ، احساس خوبی دارند.

نگرش اساسی آنها این است: شما آشغال بی ارزش هستید و باید مجازات شوید و برای رنج کشیدن ساخته شوید!

  • برخی از خصوصیات رایج افراد مبتلا به NPD

عدم وجود روابط بین تمام اشیاء: شما و دیگران نمی توانید همزمان و به صورت یکپارچه خوب و بد تلقی شوید.

درعوض ، آنها خود و دیگران را "ویژه" (همه خوب) یا "بی ارزش" (همه بد) می دانند.

عدم سازگاری شیء: اگر احساس صدمه ، عصبانی یا ناامیدی می کنید ، نمی توانید به احساسات مثبت خود نسبت به هر کس دسترسی پیدا کنید. آنها همچنین تمام اوقات خوبی را که در کنار هم داشته اید و تمام کارهای زیبایی که تاکنون برای آنها انجام داده اید "فراموش" می کنند. در حالی که آنها نسبت به شما احساس منفی می کنند ، به معنای واقعی کلمه از شما متنفر هستند و این اغلب منجر به نوعی سوء استفاده کلامی یا جسمی می شود.

همدلی کم عاطفی: برخلاف اکثر افراد ، خودشیفتگان وقتی باعث درد دیگران می شوند ، احساس بدی نمی کنند. آنها حتی ممکن است متوجه نشوند که چه موقع و چگونه اقدامات آنها به شما آسیب می رساند.

حساسیت یک طرفه: خودشیفتگان نسبت به مشکلات جزئی ، انتقاد یا اختلاف نظرها بسیار حساس هستند. واکنش های شما متناسب با آنچه اتفاق می افتد نیست. ممکن است از چیزی که دیگران ممکن است متوجه آن نشوند ، عصبانی شوید. ب - بدست آوردن بهترین میز در یک رستوران.

آگاهی از وضعیت: خودشیفتگان به صورت سلسله مراتبی فکر می کنند و هر کسی را که می شناسند از نظر سلسله مراتب وضعیت طبقه بندی می کنند که از نظر آنها مهم است.

آنها به دنبال كسانی هستند كه نفع كسانی كه آنها را "بالاتر از آنها" می بینند ، جستجو می كنند و نگاه می كنند ، بركنار می شوند ، نادیده گرفته می شوند یا خود را با كسانی كه آنها را از نظر وضع می بینند ، پایین می بینند. آنها برای سلطه با هر کسی که تقریباً همان وضعیت را دارد ، رقابت می کنند.

من می توانم ادامه دهم ، اما فکر می کنم موارد فوق برای نشان دادن تفاوت اساسی بین "خودشیفتگی" و یک فرد نا امن ساده کافی است.

Punchline: هر کس با هر نوع تاریخ و شخصیتی می تواند "ناامن" باشد. این یک مفهوم بسیار جامع و مبهم است. اصطلاح "خودشیفتگی" باید در اختیار افرادی قرار بگیرد که بسیار خاص با موقعیت کودکانه سازگار شده اند و همین امر باعث شده است تا برای آنها مشکل شود ، عزت نفس آنها ، تفکر سلسله مراتبی آنها ، فقدان روابط کامل اشیاء و ثابت بودن اشیا ، همدلی کم عاطفی و حساسیت بسیار بالا برای چیزهای کوچک و انتقادهای درک شده

داشتن یک شخصیت "خاص" برای خودشیفتگی طول می کشد.

A2A

دکتر الینور گرینبرگ ، دکترای تخصصی ، CGP

در تمرین خصوصی در NYC و نویسنده کتاب: سازگاری های مرزی ، خودشیفتگی و شیزوئید: دنبال کردن عشق ، تحسین و امنیت.

www.elinorgreenberg.com


پاسخ 2:

فرد ناامن که خودشیفته نیست ، ممکن است همان عصبانیت متوقف شده را نسبت به ناامنی های خود به عنوان یک فرد خودشیفته داشته باشد ، اما او یا احساس راحتی بیشتری در پوست خود نسبت به شخص خودشیفتگی دارد یا دارای فیلترهایی است که به طور جدی مانع از خودشیفتگی او می شود. تحویل به جستجو

ظاهر اعتماد به نفس یک narcissist برای یک عمر پرورش می یابد تا بتواند 1.) بر دیگران پیروز شود و 2.) برای کمبودهای خود بیش از حد جبران کند. هنگامی که یک خودشیفته به چالش کشیده می شود یا مراقبت لازم را از کسی دریافت نمی کند ، ماسک وی خاموش می شود.


پاسخ 3:

خودشیفتگان افرادی ناامن هستند که خود واقعی خود را پنهان می کنند زیرا خودشان را بدبخت می کنند. برای اینکه احساس بهتری داشته باشند و از شخصیت های دروغین خود تغذیه کنند ، آنها با مراقبت مداوم خودشیفتگی که کنترل و دستکاری می کردند پنهان شدند. افراد ناایمن دیگر آنها را نابود می کنند. تمام نقایصی که شخص خودشیفتگی مشاهده می کند ، بر روی دست قربانی مظنون ، که به عنوان کنترل و ناامن انتخاب شده است ، پیش بینی می شود ، در جایی که نقص ها می توانند مورد حمله و از بین بروند. هیچ کس از مشاغل آنها نیست که شخص در حال پیش بینی ، تخریب یا آسیب دیده غالباً مادام العمر باشد. آنها به دلیل ضعف مجازات می شوند و در صورت یافتن وسایل مورد نیاز ، سرانجام دور می شوند.


پاسخ 4:

خودشیفتگان افرادی ناامن هستند که خود واقعی خود را پنهان می کنند زیرا خودشان را بدبخت می کنند. برای اینکه احساس بهتری داشته باشند و از شخصیت های دروغین خود تغذیه کنند ، آنها با مراقبت مداوم خودشیفتگی که کنترل و دستکاری می کردند پنهان شدند. افراد ناایمن دیگر آنها را نابود می کنند. تمام نقایصی که شخص خودشیفتگی مشاهده می کند ، بر روی دست قربانی مظنون ، که به عنوان کنترل و ناامن انتخاب شده است ، پیش بینی می شود ، در جایی که نقص ها می توانند مورد حمله و از بین بروند. هیچ کس از مشاغل آنها نیست که شخص در حال پیش بینی ، تخریب یا آسیب دیده غالباً مادام العمر باشد. آنها به دلیل ضعف مجازات می شوند و در صورت یافتن وسایل مورد نیاز ، سرانجام دور می شوند.