تفاوت کلمات ساده بین فرضی و تئوری چیست؟


پاسخ 1:

اصطلاح "نظری" بیانگر چیزی است که در اصل صادق است. ما معمولاً وقتی از یک کسر یا القاء ظاهراً معتبر صحبت می کنیم که وقت لازم برای تدوین را نداریم ، از "نظری" استفاده می کنیم. به عنوان مثال ، فیزیک کوانتومی ادعا می کند که ذرات خاصی وجود دارد که قبلاً ندیده ایم. مطابق ریاضیات ، این ذرات در اصل باید وجود داشته باشند ، اما ما هنوز آنها را در تحقیقات مشاهده نکرده ایم ، بنابراین به طور کلی می گوییم: "در تئوری ، ذرات X اگر با هم برخورد کنیم باید در یک محدوده انرژی خاص ظاهر شود ..."

اصطلاح "فرضی" یک مسئله خلاف واقع را مطرح می کند: چیزی که ما برای کشف گزینه های جایگزین به آن پرداخته ایم ، اما در اصل این درست نیست. به عنوان مثال ، ما می توانیم فرضیه بگوییم که دونالد ترامپ دور می زند و شروع به بازیگری ریاست جمهوری خواهد کرد - همانطور که بسیاری از مردم طی یک سال گذشته گفته اند - اما در اصل دلیلی وجود ندارد که باور کنیم این اتفاق خواهد افتاد. این فقط راهی است ، بدون هرگونه مبنای نظری یا پشتیبانی از شواهد ، که ما به آن می پردازیم تا بتوانیم درباره آنچه ممکن است به نظر برسد صحبت کنیم.

مردم این دو را اشتباه می گیرند زیرا تفاوت آن تفاوت بین رفتار سیستماتیک و غیر طبیعی است و بیشتر مردم این تمایز را به خوبی درک نمی کنند. به عنوان مثال استفاده صحیح:

از نظر تئوری ، اگر کلید را در احتراق ماشین خود روشن کنم ، ماشین شروع می شود و من می توانم به سمت کار بروم. ماشین فرضی منفجر خواهد شد و من و همه را در یک صد یارد کشته خواهد کرد.

هر دو چیز - شروع اتومبیل و منفجر کردن ماشین - راه هایی هستند که می توانند اتفاق بیفتند ، اما اولی چیزی است که ما به طور مرتب انتظار داریم و مورد دوم چیزی است که اگر این کار را انجام دهد ما را شگفت زده می کند (برای کسری دوم) ما باید غافلگیر شویم) اما از آنجا که هر دو انتظار هستند - و مردم به دلیل برآورد بیش از حد انتظارات نادر و غیرممکن بدنام نیستند - تفکیک بین این دو برای ما دشوار است. و البته ، روندهای سرگرمی مدرن کمکی نمی کند ، زیرا وقتی من درام پلیسی مورد علاقه خود را روشن می کنم ، "فرضی" نیست که یک شخصیت کشته شود ، تبهکار شود ، مورد حمله قرار بگیرد یا منفجر شود: روایت منظم نمایش ها به معنای انجام چنین فعالیت هایی است می تواند به عنوان یک هنجار نظری عمل کند. اگرچه من می توانم فرضی را تصور کنم پلیس نشان می دهد که هرگز مرتکب خشونت یا جنایت نشده است - فقط گروهی از کارآگاهان که مشروبات الکلی و نوشیدنی های قهوه خود را در منطقه خود مانند نسخه پلیس Seinfeld می نوشند - این یک تجربه بسیار غیر عادی است که باید مراقب باشید بیان

از نظر علمی ، مردم سعی می کنند از این آمار استفاده کنند تا این تمایز را ایجاد کنند ، حتی اگر زبان می تواند گیج کننده باشد. به عنوان مثال ، هنگامی که یک دانشمند در مورد یک فرضیه تهی صحبت می کند ، در واقع به معنای نتیجه ای است که انتظار داشتیم اگر نظریه متعارف صادق باشد: این همان چیزی است که از نظر تئوری انتظار داشتیم. دانشمند سپس فرضیه (دیگر) خود را ارائه می دهد ، که فرضی است تا زمانی که ما نتایج آزمایش را پردازش نکنیم و ببینیم که آیا داده ها از آن پشتیبانی می کنند یا خیر. گذشته از سردرگمی زبان ، دانشمندان همیشه با موضوعی که از نظر تئوری درست است شروع می کنند و سپس موارد فرضی را ارائه می دهند که می تواند این ادعای نظری را تأیید یا ابطال کند.

اگر همیشه مورد استفاده قرار گرفته اید ، به یاد داشته باشید: از نظر تئوری ، طبیعی است ، فرضی ، غیر طبیعی است. سپس در نظر بگیرید که آیا آنچه که شما در مورد آن صحبت می کنید واقعاً عادی است که فکر می کنید. این تقریباً همیشه همه چیز را روشن خواهد کرد.


پاسخ 2:

در واقع برعکس است. یک سوء تفاهم بزرگ درباره کلمه "تئوری" وجود دارد:

از نظر تئوریک به معنای اثبات شده و یک واقعیت است. فرضی به معنای این است که چیزی حدس است یا اثبات نشده است.

در علم ، یک فرضیه قبل از یک تئوری مطرح می شود. ابتدا فرضیه ای تدوین شده و سپس مورد آزمایش قرار می گیرد. پس از آزمایش و اثبات ، به یک نظریه تبدیل می شود.

به عنوان مثال ، تئوری ویژه نسبیت اثبات شده است ، بنابراین این تئوری نسبیت ویژه است و نه فرضیه نسبیت ویژه.

سردرگمی با تعریف واقعی کلمه "تئوری" اغلب به دلیل اصطلاحاتی از جمله "فقط تئوری است" یا "فقط یک تئوری است" به نظر می رسد که انگار این کلمه مترادف "حدس" است. این اصطلاحات در واقع باید "فقط یک فرضیه" و "فقط یک فرضیه" باشد.

"نظری" و پسر عموی علمی تر آن "فرضی" برای معرفی یک ایده یا سؤال غیررسمی که اغلب احمقانه یا خارج از مکان به نظر می رسد برای باز کردن بحث در مورد موضوع یا ایجاد فکر مردم استفاده می شود. یا با بهترین حدس بر اساس برخی دانش حوزه پاسخ می دهیم: "در تئوری ، اگر ما از DNA قورباغه استفاده کنیم تا ژنهای دایناسور گمشده را پر کنیم؟" "اگر می توانستیم یک اسپلیتر ژن را بدست آوریم ، باید از نظر تئوری کار کند. ""

بعضی اوقات یک سوال جدی است ، گاهی اوقات فقط معرفی یک فکر تصادفی از روی دیوار (نان و کره یک پرتگاه در سکیوم) است. "اگر فرضی به زمان مکعب تغییر کنیم ، آیا این بدان معنی است که مکعب زمان همه واقعیت دارد؟" به خاطر سادگی ، بعضی اوقات می توانید "حرف زدن" را بدون تغییر معنی تغییر دهید.

از آنجا که نظریه به طور گسترده ای "فرضیه" خوانده می شود ، هر دو شکل تقریباً یکسان است - مگر اینکه با یک دانشمند صحبت کنید. در این حالت ، "صحبت کردن از لحاظ نظری" در واقع می تواند به معنای جستجوی یک پایه تئوریک محکم باشد تا بهترین حدس. من می توانم مواقعی را تصور کنم که شخصاً یکی یا دیگری را انتخاب کنم ، اما فکر نمی کنم که در بیشتر افراد تفاوت معنایی فقط در اولویت شخصی وجود داشته باشد.

براندازی مشترک استفاده از این عبارت است که باید از عواقب ناشی از فاجعه ای که پیش از این رخ داده است سؤال کنیم: "از نظر تئوری ، اگر من به جای دیزل مخزن را با بنزین پر می کردم ، چقدر بد خواهد بود؟" "واقعاً بد ، چرا؟" "ام ..." نشانه گرفته از سیلی ، صورتهای سفید و عجله برای نجات فاجعه. در ساتم ها بسیار متداول است ، اما در انواع رسانه ها و در زندگی واقعی بازی می شود.

من مطمئن نیستم که چرا بسیاری از پاسخ ها در مورد تفاوت نظریه و فرضیه بحث می کنند وقتی هیچ ارتباطی با استفاده از این اصطلاح ندارد.


پاسخ 3:

معانی آنها برعکس است.

از نظر تئوری ، طبق عقیده امروز ، به معنای الگوی فعلی کار است. اگر جمله ای را با "تئوریک" شروع می کنید ، نظریه فعلی را زیر سوال می برید. "در تئوری ، دور زدن امنیت ما غیرممکن است" ، کسی می گوید اگر به نظر می رسد امنیت از بین رفته است و نظریه امنیت کامل است ، زیر سوال می رود.

فرضی به این معنی است که شما حدس می زنید ، فرضیه می کنید و بعد می فهمید که پیامدهای آن چه می تواند باشد. "فرض کنید اگر کاربر رمز اصلی را بنویسد و یک مهاجم آن را پیدا کند ..."