چگونه می توانم بین شیطان کسی که در حال جنگ است و اختلالی که کسی از آن برخوردار است ، فرق بگذارم؟ من با مردی سر و کار دارم که بسیار خودشیفته است و وقتی به فکر کنار گذاشتنش می افتم احساس گناه می کند.


پاسخ 1:

بعد از من تکرار کنید ...

IT

نه

نمایندگی

اگر به فکر تسلیم شدن از او هستید ، به احتمال زیاد او بارها و بارها کارهایی را انجام داده است که به شما صدمه رسانده است و تمام تلاش شما برای ترغیب او به عدم موفقیت انجام نشده است. فرقی نمی کند که وی یک بیماری روانی تشخیص داده شده یا فقط مشکلات شخصی داشته باشد. در هر صورت ، رفتار وی باعث ایجاد درد می شود و احتمالاً همچنان باعث ایجاد درد خواهد شد. عشق شما آن را تغییر نخواهد داد اگر فقط تحمل کنید که به اندازه کافی مورد سوء استفاده قرار بگیرد تا کار کند. او فقط در صورتی تغییر خواهد کرد که رفتار او برای او مشکل ایجاد شود.

اگر همچنان به کارهایی که او برای فکر کردن در مورد ترک کردن انجام می دهد ، رسیدگی کنید ، بدبختی شما برای او مشکلی ندارد. شما هنوز آنجا هستید ، پس نمی تواند خیلی بد باشد ، می تواند؟ چرا آنچه را که برای او مفید است تغییر دهید؟ تنها کاری که شما با استعفا خود در برابر رفتار خود انجام می دهید این است که خود را ناراضی کنید. در هر صورت ، حضور مداوم شما می تواند احتمال تغییر آن را کاهش دهد.

نه برای رفتار بد او خود را در دسترس قرار ندهید. غیبت شما ممکن است برای او روشن کند که اعمال او برای شما و خودتان آسیب می زند ، همانطور که قبلاً متوجه نشده است. شاید او دقیقاً بداند که در تمام مدت چه کاری انجام داده است و او فقط اهمیتی نمی دهد که چگونه رفتار او روی شما تأثیر گذاشته است. در هر صورت ، فقط او می تواند تصمیم بگیرد که تغییر کند یا نه ، و هر تلاشی که برای تغییر انجام شود ، تلاشی است که فقط او می تواند انجام دهد.

هیچ یک از اینها شما را مجبور نمی کند که تعیین کنید که آیا او یک بیماری دارد یا شیاطین است یا نه. تنها دلیل ضروری برای پایان دادن به رابطه این است که شما نمی خواهید در یک رابطه باشید و خوشحال نباشید دلیل بسیار خوبی برای عدم تمایل به برقراری رابطه است.


پاسخ 2:

این که آیا او یک اختلال دارد یا خودشیفتگی است ، بی ربط است؛ اگر رفتار او باعث نارضایتی عاطفی شما شود ، نمی توانید او را تغییر دهید.

با این حال ، خودشیفتگی یک اختلال نامیده می شود ، که خود را شرارت جلوه می دهد. این یک تروریسم عاطفی است. تنها برنامه خودشیفتگی ناراحت کردن تعادل عاطفی شما از طریق هرج و مرج است. هرج و مرج تفکر خلاق شما را متوقف می کند و شما را به سمت ترس و شک در خود می کشاند. خودشیفته می خواهد هدف خود را از بین ببرد.

خودشیفتگان دروغگو اجباری هستند و شما نمی توانید با دروغگو رابطه سالم برقرار کنید. اگر او دروغ می گوید ، او را تسلیم کنید.