چگونه می توانید تفاوت بین شخص مبتلا به PTSD و کسی که دارای اختلال شخصیت است بگویید؟


پاسخ 1:

تست های زیادی انجام دادم و چندین مصاحبه انجام دادم. من به اوایل گفته شدم که این حزب PD نیست زیرا من اولویت هایی دارم و جهان را می بینم.

هنگامی که داستان من واضح تر شد ، آنها می دانستند که این بیماری سندرم استرس پس از سانحه پیچیده است (C-PTSS).

تحقیقات بیشتر با سایر متخصصان نشان داد که آنها نیز آسپرگر زن بودند. هر دو اغلب با یک PD اشتباه گرفته می شوند. وقتی تحقیق آنلاین کردم ، فرض کردم خانواده من عمدتا در رفتارهای NPD و BPD کار می کردند. فکر کردم اختلالات آنها را دارم. من می خواستم جواب و درمان کنم

به من تذکر داده شد که این بیماری پارکینسون نیست. مشکلات رفتاری به وضوح برانگیخته شده و جزئی از لاینفک شخصیت یا دیدگاه من نیستند. آنها به من كمك كردند كه رفتار ناخواسته ام را نسبت به استرس ، موقعيتها و فلاش بكار ردياب كنم

NLP و سایر روشهای درمانی باعث تغییر معکوس در برنامه نویسی وحشتناک تربیت من شده اند. پس از گذشت چند سال ، هیچ یک از اینها بر درک من تأثیر نمی گذارد. من هنوز در حال مبارزه با C-PTSS هستم. اما من می دانم که چیست. افرادی که به من اهمیت می دهند می دانند که چیست. ما می توانیم در یک لحظه دشوار کار کنیم. من می توانم وقایع C-PTSS را به روشی سالم اداره کنم. من امیدوارم که یک روز قبل از ورود آنها از آنها جلوگیری کنم.

من فکر می کنم می توانم یک فرد کامل و سالم باشم. فقط کار زیادی می کند.


پاسخ 2:

من 13 سال به عنوان رواندرمانگر گذراندم و تحت معاینات اورژانس روانشناسی در یک مرکز اورژانس بیمارستان شهر قرار گرفتم. من همچنین 3.5 سال به عنوان پزشک در یک مرکز حاد بستری برای بزرگسالان و نوجوانان (در واحدهای جداگانه) کار کردم. من هفت سال در دانشگاه گذراندم و یاد گرفتم که بین انواع بیماری روانی و چگونگی وقوع آنها تفاوت قائل باشم. PTSD معمولاً نسبت به سایر بیماریهای روانی در طی ارزیابی بسیار آسان است. افراد تمایل دارند که در شرایط مناسب در مورد آنچه باعث ایجاد مزاحمت می شود صحبت کنند. اگر کسی دارای PTSD باشد ، آنها احتمالاً فقط در مورد مسئله صحبت می کنند. بیمار می تواند چیزی مثل این بگوید ، "من به عنوان یک کودک خوشحال نبودم." اگر درمانگر از این امر پیروی کند ، پس از بحث و گفتگو می تواند عنوان کند که وی سالها توسط یکی از اعضای خانواده مورد تجاوز قرار گرفته است (و بنابراین دارای PTSD است). افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی به طور پیش بینی به تعامل پاسخ می دهند و سپس پزشک می تواند از آنها پیروی کند و به طور کلی تشخیص را انجام می دهد.


پاسخ 3:

من 13 سال به عنوان رواندرمانگر گذراندم و تحت معاینات اورژانس روانشناسی در یک مرکز اورژانس بیمارستان شهر قرار گرفتم. من همچنین 3.5 سال به عنوان پزشک در یک مرکز حاد بستری برای بزرگسالان و نوجوانان (در واحدهای جداگانه) کار کردم. من هفت سال در دانشگاه گذراندم و یاد گرفتم که بین انواع بیماری روانی و چگونگی وقوع آنها تفاوت قائل باشم. PTSD معمولاً نسبت به سایر بیماریهای روانی در طی ارزیابی بسیار آسان است. افراد تمایل دارند که در شرایط مناسب در مورد آنچه باعث ایجاد مزاحمت می شود صحبت کنند. اگر کسی دارای PTSD باشد ، آنها احتمالاً فقط در مورد مسئله صحبت می کنند. بیمار می تواند چیزی مثل این بگوید ، "من به عنوان یک کودک خوشحال نبودم." اگر درمانگر از این امر پیروی کند ، پس از بحث و گفتگو می تواند عنوان کند که وی سالها توسط یکی از اعضای خانواده مورد تجاوز قرار گرفته است (و بنابراین دارای PTSD است). افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی به طور پیش بینی به تعامل پاسخ می دهند و سپس پزشک می تواند از آنها پیروی کند و به طور کلی تشخیص را انجام می دهد.