چگونه می توانید تفاوت بین اختلال شخصیت مرزی و خودشیفتگی پنهان را بگویید؟


پاسخ 1:

در اینجا نحوه انجام این کار آورده شده است:

هر دو اختلال شخصیت اختلالات شخصیتی خوشه B هستند اما با یکدیگر تفاوت زیادی دارند.

افرادی که از BPD رنج می برند (اختلال شخصیت مرزی) دارای همدلی عاطفی / عاشقانه ، همدردی بیش از حد EA هستند ، این بدان معناست که آنها واقعاً احساساتی را احساس می کنند ، اما از ترک و بلعیدن می ترسند ، این بدان معنی است که اگر به آنها مقدار زیادی بدهید عشق ببخش ، آنها بلعیده می شوند و هنگامی که شما برداشت می کنید احساس رها شدن خواهید کرد. آنها هر روز این ترس ها را دنبال می کنند. بنابراین وقتی با کسی ملاقات می کنید ، این ترس ها احساس همدلی شما را بر عهده می گیرد به گونه ای که احساس نمی کنید عدم همدلی هستید ، که این درست نیست. وقتی آنها به این ترسها می رسیدند ، اساساً عبارتند از: دروغ گفتن ، خرابکاری ، دستکاری ، تقلب و غیره. هرکسی که با آنها ملاقات کند احساس می کند دائما بدبخت است. سایر پیاده روی های بزرگ روزانه که نمی دانند چه موقع از این ترس ضربه خورده اند ، زندگی می کنند. افرادی که از BPD رنج می برند ، شانس بالایی برای درمان دارند اگر موافقت خود را با دارو انجام دهند ، که به آنها کمک زیادی می کند ، در اصل می تواند فرد را به همان اندازه پایدار کند که گویی رابطه با آنها را حفظ می کند. با این حال ، اکثر آنها مسئولیت اختلال شخصیت خود را به عهده نمی گیرند ، به طوری که نوشیدن و لغو داروهای خود را به دلیل الکل داروهای خود را که بیشتر آنها انجام می دهند لغو می کند.

مبتلایان به BPD بین مراحل پوسیدگی و افسردگی تغییر می کنند.

در مرحله جنون ، آنها پرانرژی ، خنده دار ، بیش از حد و غیره هستند.

در مرحله افسردگی آنها بسیار افسرده هستند ، آنها روز به روز ناامنی های خود را دنبال می کنند و اساساً این احساس را دارند که هیچ کاری نکنند.

وقتی تغییر اتفاق می افتد ، اساساً شریک زندگی او را نمی بیند ، مگر اینکه از مزاحمت او آگاهی داشته باشد و شخص دیگری آن را با آنها به اشتراک گذاشته باشد. حتی افرادی که از این اختلال رنج می برند ، بعضی اوقات تصور نمی کنند که این اختلال را داشته باشند ، مگر اینکه به روانشناسی مراجعه کنند که وقتی تغییر اتفاق می افتد ، اوضاع را جدی می گیرد ، در واقع شروع به ترس از ترک می کنند ، و با یک کد از عقب می کشند و می چرخند:

اکثر شما یکسان هستید ، به هر حال دیر یا زود من را رها خواهید کرد ، به من صدمه می زنید ، بنابراین من بهتر به شما صدمه می رسانم و در عوض شما را ترک می کنم. این همان چیزی است که در ذهنشان می گذرد ، اول شما را رها می کنم زیرا اگر این کار را نکنم ، هنگام افسردگی و سقوط ، مرا رها خواهید کرد.

اکنون به NPD:

افرادی که از NPD رنج می برند ، بیشتر آنها از کودکی از نظر عاطفی مورد غفلت و آزار قرار گرفته اند. به دلیل آسیب دیدگی مداوم در کودکی که در آن زندگی می کردند ، آنها اساساً یک مکانیسم دفاعی ایجاد کردند که کاملاً آنها را خاموش کرد تا از هویت شکننده خود در هنگام انجام این کار به عنوان یک کودک با همدلی ، محافظت کنند. ذهنیت و ظاهر بدنی بالغ می شود ، اما سطح همدلی کودک (3-4 ساله) را به اشتراک بگذارید.

همه با همدلی شناختی متولد می شوند ، این به معنای توانایی شناخت و آگاهی از عملکردهای شما و هر کاری است که انجام می دهید است. با این حال ، همدلی عاطفی / دوست داشتنی شخصیت فرد را کامل می کند ، توانایی احساس هر شخص دیگری را احساس می کند و قادر به توانمند سازی شخص دیگری است ، که اساساً به این معنی است که شما نمی توانید بدون آنها کسی را دوست داشته یا احساس کنید. هرچه شخص دیگری احساس کند بنابراین اساساً ، نارك می داند كه چه كسی را با قربانی خود انجام می دهد ، اما او فقط احساس نمی كند كه قربانی چه احساسی دارد ، چه درد ، عشق باشد ، چه عشق ، چه به هر كسی ، بنابراین او به این دلیل كه اهمیت نمی دهد ، توجه نمی کند. می تواند هر احساسی را احساس کند

یک Narc با یک شخصیت جعلی رول می شود و شکل آن شخصیت خود را تغییر می دهد تا اساساً بتواند سوخت (توجه ، تحسین ، عبادت ، عبادت) یا به اصطلاح لوازم خودشیفتگی را جمع کند ، زیرا آنها دائماً دردهای داخلی و ناامنی را در اطراف خود احساس می کنند. برای ناپدید شدن در صورت نیاز به سوختی که جامد یا زیاد باشد ، مشخصات قربانی را منعکس می کنند و سوخت آنها را با واکنش قربانی اعم از مثبت یا منفی جمع می کنند. اصولاً نارک نه هویت دارد و نه یک شخص. او مانند یک داروساز معمولی است که برای کارکردن به سوخت نیاز دارد ، زیرا اگر این سوخت را پیدا نکند ، برداشت می کند. NPD را به عنوان یک تمساح گرسنه فکر کنید. آنها اساساً هرچه را که می خورند پرتاب می کنند ، یا داروخانه ای که تحت تأثیر برداشت قرار می گیرد ، فارغ از اینکه به چه کسی سوخت می دهد ، منبع سوخت اصلی آنها یا دارویی که آنها را بیشترین مصرف می کند ، منبع اصلی سلامتی آنهاست. فداکاری یعنی فرد جدیدی که هیجان انگیز باشد و نفس خود را نوازش کند ، اما لگد های جانبی نیز به عملکرد دارو کمک می کند ، زیرا داروهای مضاعف بهتر از داروهای مجرد هستند یا یک داروی قدیمی بهتر از هیچ دارویی نخواهد بود ، حداقل برای اینکه کمی زیاد شود ، بنابراین مهم نیست که چه ، آنها به سوخت هر کسی سلام می کنند ، بنابراین آنها هرگز لینک به منابع قدیمی خود را قطع نمی کنند.

بنابراین آنها هر قربانی را که نوازش خود را می دهد ، ایده آل می کنند و ناامنی های درونی خود را از بین می برند. با شروع ایده آل ، قربانی عاشق آنها می شود ، در حالی که آنها وسواس می کنند که چگونه قربانیان بعد از مدت زمانی احساس ناراحتی از نارس می کنند ، وقتی که فاقد همدلی هستند ، اسباب بازی قدیمی یا شیء یا قربانی را احساس می کنند. با جایگزین کردن یک مورد جدید ، قربانی شروع به خزیدن می کند و وقتی این اتفاق می افتد از او درخواست پاسخ می کنیم. نایب قربانی را دستکاری می کند و هیچ مسئولیتی در قبال اقدامات خود و خسارت های ناشایسته بر عهده نمی گیرد و سوخت واکنش قربانی را با واکنش های مثبت یا منفی آنها جمع می کند زیرا قربانی سؤال و جواب می پرسد ، که این امر باعث می شود که نارک مرکز توجه و نارنجی برای آن باشد. زندگی می کند و می داند که او خوشبختی آن قربانی را دارد و پاسخ می دهد که به آنها نیرو و سوخت می دهد ، به طوری که آنها هرگز به شما پاسخ شفافی نمی دهند و تا زمانی که قربانی تصمیم به متوقف کردن آنها نگیرد ، هدیه دادن ادامه دارد

اکنون این را با دقت بخوانید:

شما از نظر روانشناختی و علمی 2 اختلال شخصیت مختلف دارید:

تو داری:

BPD - آنها همدلی بالایی دارند ، از ترك و ترسیدن می ترسند ، آنها اساساً حتی بیشتر مانند یك فرد عادی احساس می كنند ، اما ترس آنها احساس همدلی آنها را بر عهده می گیرد. BPD برای تنظیم قدردانی خود نیازی به توجه مردم ندارد ، آنها با شخص اشتباه یا ماسک نمی چرخند ، آنها ترسهای عادلانه خود را می گیرند. قسمتهای BPD با دارو می توانند راکد شوند.

NPD - شخص جعلی یا ماسکی که هرگز در واقعیت وجود ندارد. شما 0 همدلی (احساسی / دوست داشتنی) دارید. شما نه می توانید کسی را که خود را شامل می شود احساس کنید و نه دوست داشته باشید. آنها برای تعدیل یا سوخت خود ، که این واکنش مردم است ، دستکاری و زندگی می کنند تا عزت نفس خود را تنظیم کنند. NPD بدون درمان یا دارو قابل درمان نیست. می توانید از همدلی شناختی خود استفاده کنید تا کسی از آنچه شما را ایجاد می کند آگاه باشد. با این حال ، شما نمی توانید کاری کنید که کسی صدمه را احساس کند یا هر آنچه را که احساس می کنید احساس کند. با توجه به همدلی روانی / عاطفی روانشناختی مدرن ، عشق و مراقبت که از شما عزیزان می کنید باید در اوایل کودکی رشد پیدا کند ، به مرور زمان رشد می کند و از انعکاس والدین شما در هنگام ساخت فرد بالغ می شود. مکانیسم دفاعی برای تسکین درد. این رشد همدلی او را رکود می کند. اگر او به مرور زمان ایجاد نشود ، کودک در داخل مرده و به اندازه پوسته خالی است ، دقیقاً مانند نارک. مهم نیست که چه ، آنها کودکانی هستند که در یک بدن و ذهن بالغ به دام افتاده اند.

برای درمان NPD ، باید خود را درگیر آسیب های کودکی کودک کنید و با عشق خود به آنها فکر کنید ، که غیرممکن است. این مثل این است که سعی کنید خود را درگیر تاریخ کنید و اگر به شما معنی دهد ، ناپلئون بناپارت را در مورد فناوری بیاموزید ، اساساً آنها چرخ تاریخ را خراب کردند. با من اشتباه نکنید ، هر کسی که کودک آزاری یا تروما یا غفلت را تجربه کرده است معلوم نیست که یک NPD است. برخی از شخصیت ها یا شخصیت ها می توانند بسیار حساس باشند زیرا در اصل می دانند چه احساسی دارد که احساس درد کند ، همه چیز به آن بستگی دارد .از دید کودک و نحوه تفکر و ساختار او ، در بیشتر موارد می تواند اثبات شود که آسیب دیده است. اشاره کرد ، اما مواردی وجود دارد که به نظر می رسد همدلی هستند.

در واقع ، این چیزی است که اتفاق می افتد:

وقتی افراد با این افراد بیرون می روند ، آنها تمایل دارند اشتباهات را اشتباه بگیرند زیرا به یک یا دیگری صدمه می زنند. بنابراین شما فکر می کنید آنها یکسان هستند. اگر درون خود را حفر کنید و تحقیقات خود را انجام دهید ، متوجه تفاوت ها خواهید شد ، اما نکته آخر این است که هر دو باعث می شوند که اگر می خواهید آنها را برطرف کنید ، بر روی پوسته های تخم مرغ راه بروید و سوار بر یک غلتک عاطفی لعنتی شوید. ناجی یا شفا دهنده یا به اصطلاح هم معتاد و فکر کنید که عشق شما درمانی معجزه آسا است که می تواند همه آنچه را فکر می کنید شما یک شوالیه سفید بر روی زره ​​های براق هستید ترمیم کنید و جواب همه چیز را دارید. ما همیشه تمایل داریم که فکر کنیم می خواهیم به عزیزان خود یا افرادی که عاشق آنها هستیم یا به آنها که در اعماق مراقبت هستند کمک کنیم. این هرگز برای دیگری مهم شما به پایان نمی رسد ، بنابراین مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد ، شما به یک روش یا دیگری صدمه می بینید ، به همین دلیل به نظر می رسد بسیار نزدیک هستند. در پایان روز ، وقتی کمتر به تشخیص و موارد توجه داشتیم و بیشتر به پرچم های قرمز توجه می کردیم و دقیقا می دانستیم که اگر کسی فراتر از حد شما باشد و اگر می دانستیم که عشق نمی تواند شخصی را برطرف کند ، باید ادامه دهید. از داخل شکسته می شویم ، هرگز دچار دلهره و درد و درد و رنج نخواهیم شد ، باید یاد بگیریم که بیشتر به چیزهایی که شخص دیگر برای ما ایجاد می کند توجه بیشتری داشته باشیم و وقتی به دنبال خوشبختی ، زندگی و ثبات هستیم ، به تشخیص آنها کمتر می پردازیم. ،

نکته پایانی هرکسی که با یکی از اختلالات شخصیت بیرون بیاید این است: شما در وسط شمشیر تیز دو لبه قرار دارید. اگر به سمت راست حرکت کنید ، بریده می شوید. اگر به سمت چپ حرکت کنید ، شما بریده خواهید شد ، نقطه پایان. اگر قبول دارید که با این شمشیر بازی کنید ، صدمه می بینید زیرا در وسط آن می مانید. بنابراین هدف یا رویای نهایی شما باید این باشد که چیزی در مورد این شمشیر بیاموزید و هرگز در معرض خطر فکر کردن اینکه قدرت جادویی دارید برای التیام بخشیدن یا برطرف کردن تیز این شمشیر قدم بردارید ، زیرا اگر با آن بازی کنید می توانستید در نهایت صدمه دیدن هدف همه باید این باشد که چیزی در مورد آن بیاموزید ، در مورد آن بیاموزید و از آن دور بمانید ، دانستن اینکه عشق شما قابل ترمیم نیست و عشق مربوط به یک نفر نیست تعمیر شخص دیگر یا تکمیل شخص دیگر ، اما در مورد خود بودن بودن خود و به اشتراک گذاشتن آن کامل بودن با معنای مهم دیگری که باید کامل باشد. بنابراین بیشتر به اهداف و رویاهای نهایی خود توجه کنید ، در تشخیص آنقدر ذهنتان را آزار ندهید. تمام آنچه شما باید بدانید این است که چه عواملی باعث آن شخص برای دوره شما می شود. آیا به اندازه کافی سمی است که از آنها دور نشوید؟

امیدوارم که به شما کمک کند ، من زمان زیادی را صرف نوشتن این مقاله کردم و به بهترین نمونه ها فکر کردم. اگر چنین بود ، رأی شما در برابر بسیار سپاسگزار خواهد بود. اگر اینگونه نبود ، فقط می توانید از آن چشم پوشی کنید ، واقعاً مهم نیست ، میلیون ها انسان تقدیر وجود دارد که از پست های شما می آموزند ، رشد می کنند و پیشرفت می کنند تا به بهترین نسخه های خود تبدیل شوند.

برای مشاوره خصوصی لطفاً وبلاگ من را در زیر بررسی کنید:

مشاوره خصوصی / پاسخ دادن به پیامهای خصوصی / مربیگری خصوصی (NPD در حال حرکت)

Axl Salvator - RavenHeart.


پاسخ 2:

تونی ، متشکرم برای A2A دیگر.

می توانم ببینم که چطور BPD و خودشیفتگی پنهانی به نظر می رسند. این امر به ویژه هنگامی صحیح است که فرد را با BPD مقایسه می کنید و آن را با مواد مخدر و خودشیفتگی پنهان مقایسه می کنید. خودشیفتگی پنهان بر روی گرایش من متمرکز خواهد شد ، دقیقاً همانطور که مؤلفه ناخوشایند خصوصیات BPD / nark فردی روی خودش متمرکز است. قسمت BPD این اختلال بر ترک است. پنهان ، همانطور که به نظر می رسد خودشیفتگی پنهانی است ، به این معنی است که یک فرد خودخواه در تلاش است تا نشان دهد که برخلاف تصورات گرانقدر ، خودپسندی و به ظاهر فروتنانه است. همانطور که مشاهده می کنید ، هر دو nark پنهان و BPD با صفات nark مشابه هستند ، اما دقیقاً یکسان نیستند.


پاسخ 3:

تونی ، متشکرم برای A2A دیگر.

می توانم ببینم که چطور BPD و خودشیفتگی پنهانی به نظر می رسند. این امر به ویژه هنگامی صحیح است که فرد را با BPD مقایسه می کنید و آن را با مواد مخدر و خودشیفتگی پنهان مقایسه می کنید. خودشیفتگی پنهان بر روی گرایش من متمرکز خواهد شد ، دقیقاً همانطور که مؤلفه ناخوشایند خصوصیات BPD / nark فردی روی خودش متمرکز است. قسمت BPD این اختلال بر ترک است. پنهان ، همانطور که به نظر می رسد خودشیفتگی پنهانی است ، به این معنی است که یک فرد خودخواه در تلاش است تا نشان دهد که برخلاف تصورات گرانقدر ، خودپسندی و به ظاهر فروتنانه است. همانطور که مشاهده می کنید ، هر دو nark پنهان و BPD با صفات nark مشابه هستند ، اما دقیقاً یکسان نیستند.