چگونه می توانید تفاوت بین یک کارگر مرزی و روانی را بگویید؟


پاسخ 1:

Borderline PD در مقابل PD روانی

در زندگی حرفه ای من ، این در واقع یک تشخیص دیفرانسیل بسیار ساده است. بسیاری از مراجعان روانی تاکنون به درمان مراجعه می کنند ، در حالی که بسیاری از مراجعین مرزی این کار را انجام می دهند. تصور کنید دو مشتری به دفتر من آمده و آنها را با هم مقایسه می کنند.

  • مشکل را مطرح کنید

Borderline: "من از ترک دوستم خیلی افسرده شده ام. احساس می کنم رها شده ام چرا او نمی تواند من را دوست دارم همانطور که من او را دوست دارم؟ "

رویاپات: "من تصادف رانندگی داشتم. وکیل من در حال جبران خسارت است. او گفت اگر به درمان برم و به این موضوع آسیب زدم برای من چقدر می تواند به پرونده من کمک کند. "

  • انتقال و انتقال

تعریف انتقال: احساساتی در مورد افراد در کودکی شخص که مشتری به درمانگر منتقل می شود و فقط در درمان احساس می کند. بسته به بینش و اعتماد به نفس مشتری ، ممکن است تشخیص دهند که وقتی آنها را با پزشک خود داشته باشند این احساسات کمی عجیب است و یا ممکن است اصلاً متوجه آن نشویم.

تعریف ترانسفرانسفر: تمام احساساتی که درمانگر در پاسخ به این مشتری دارد. در اصل دو نوع CT وجود دارد:

  1. متداول: این ها واکنش های عاطفی متوسطی هستند که بسیاری از متخصصان درمانی بر روی این مشتری ها انجام می دهند. اینها می توانند برای درمان مفید باشند. شخصی: اینها شبیه به "انتقال" هستند به این دلیل که آنها احساساتی از گذشته درمانی است که توسط این مشتری برانگیخته می شود. آنها معمولاً برای درمان مفید نیستند. برای مقابله با این احساسات معمولاً باید به پزشک معالج نظارت شود تا تأثیر منفی بر درمان نگذارد.

انتقال مرز: پر از احساسات

"من شما را دوست دارم. شما بهترین درمانگر دنیا هستید" (یا "از شما متنفرم!")

برخی از درخواست های مرزی مشترک:

  • لطفاً مرا دوست داشته باشید مواظب من باش مرا رها نکن هر زمان که به شما احتیاج داشته باشم در دسترس شبانه روز باشید.

خلاصه: این آرزوها بیشتر مناسب یک رابطه مادر و کودک است نه یک روش درمانی.

انتقال روانی: به نظر نمی رسد انتقال وجود داشته باشد. هیچ احساس عاطفی آشکاری نسبت به درمانگر وجود ندارد. اگر آرزوهایی وجود داشته باشد ، نکته این است که درمانگر را طبق یک برنامه آگاهانه دستکاری کنید - مثل این که پزشک متخصص خود را به انجام کارهایی برای کمک به آزمایش خود برساند.

CT های متداول از درمانگران برای مراجعین مرزی - معمولاً پاسخی به "نیاز" مشتری

  • آیا می خواهید از مشتری مراقبت کنید؟ خوشحالم

یا برعکس:

  • احساس عدم رضایت مشتری ، احساس ناامیدی از اینکه مشتری مراقبت بهتری از خود نمی کند ، احساس ناامیدی می کنید

درمانگران سی تی اسکن در مورد مراجعین روانی - معمولاً واکنشی به این واقعیت است که آنها نمی توانند مشتری را از نظر عاطفی "بخوانند"

  • ConfusedAlienatedScaredCold

Punchline: مشتری مرزی "داغ" و پر از احساسات است ، در حالی که مشتری روانی "خونسرد" و غیر منتظره عاطفی است ، مگر اینکه او به عمد بر روی یک نقش عمل کند. مشتری مرزی میل روابط معنادار و متقابل دوست دارد ، مشتری روانی دارای دستور کار عملی تری است و چیزی ملموس مانند پول می خواهد.

دکتر الینور گرینبرگ ، دکترای تخصصی ، CGP

در تمرین خصوصی در NYC و نویسنده کتاب: سازگاری های مرزی ، خودشیفتگی و شیزوئید: دنبال کردن عشق ، تحسین و امنیت.

www.elnorgreenberg.com


پاسخ 2:

این یک سوال خوب است ، اما ذکر این نکته ضروری است که هیچ اختلال شخصیت روانی وجود ندارد - این در واقع اختلال شخصیت ضد اجتماعی (APS) نامیده می شود.

هر دو APS و BPD اختلالات شخصیتی خوشه B هستند که بر احساسات و روابط بین فردی تأثیر می گذارند اما بسیار متفاوت هستند.

ساده ترین روش برای توصیف APS عدم وجود همدلی است. افراد مبتلا به APS به سادگی به شما ، قانون (تا آنجا که به آنها مربوط نمی شود) اهمیت می دهند ، یا تقریباً به هر کس دیگری جز خودشان و معدودی از افراد برگزیده که اجازه دسترسی به آنها را داده اند. آنها برای بدست آوردن آنچه می خواهند ، با اتصال یک نما و دستکاری در اطرافیان ، در جامعه ادغام می شوند. بر خلاف NPD ها ، آنها به آنچه دیگران درباره آنها فکر می کنند اهمیتی نمی دهند و لازم نیست احساس برتری کنند. آنها فقط می خواهند آنچه را می خواهند بدست آورند و به پیامدهای دیگران اهمیت نمی دهند.

در مورد BPD ، یک خلاصه کوتاه داشتم که در زیر کپی می کنم. امیدوارم این کمک کند:

BPD نوعی اختلال ژنتیکی ارثی است که به طور قابل توجهی بر احساسات ، اعتماد به نفس ، حافظه و روابط بین فردی تأثیر می گذارد. مطالعات نشان می دهد تفاوت های گسترده ای در ساختار و عملکرد مغز وجود دارد. BPD غالباً با اثر متقابل ژنتیک و تروما در دوران کودکی ایجاد می شود. اگرچه هیچ درمانی وجود ندارد ، BPD با درمان رفتاری دیالکتیکی که بطور خاص برای مبتلایان به BPD (توسط شخصی با BPD) طراحی شده است که می تواند ابزار تشخیص و درمان علائم را به کسی بدهد بسیار قابل درمان است.

به طور خاص ، BPD باعث احساسات شدیدی می شود که کنترل و مدیریت آنها دشوار است ، از جمله ترس از تسلیم شدن ، که برای BPD اساسی است. BPD عمدتاً از طریق روابط بین فردی مورد توجه قرار می گیرد:

افراد مبتلا به BPD (PBPD) همه احساسات را به شدت احساس می کنند. اگر کسی را دوست دارید (چه در دوستی و چه عاشقانه) ، PBPD ها به شدت آن شخص را دوست خواهند داشت. وقتی شخص دیگر متقابل می شود ، درگیر یک رابطه بسیار شدید و شخصی می شوند. اگر PBPD شما را دوست داشته باشد ، شما را به مرکز زندگی خود تبدیل می کند. این مرحله "ایده آل شدن" نامیده می شود و دوست داشتنی "بهترین ها" دیده می شود. PBPD ها همچنین از ترک کردن بسیار می ترسند - و برای جلوگیری از احتمال ترک ، ناخودآگاه ناگهان شروع به نفرت ("بی ارزش شدن") عزیزان خود در فرآیندی به نام تقسیم (می کنند که همچنین خاطرات آنها را از چنین شخصی تغییر می دهد). )

این تقسیم بندی عمدتاً علیه افرادی است که PBPD ها بدون آنها احساس می کنند "بدون آنها نمی توانند زندگی کنند". هنگامی که مشکوک به رها شدن واقعی یا خیالی هستید ، فرد عزیز ناگهان (یک شبه) "همه بد" قلمداد می شود و تمام رفتارهای آنها با انگیزه های بد دهان مخرب مشکوک می شود. کل رابطه کاملاً فراموش می شود و جایگزین یک واقعیت جایگزین می شود که در آن عزیز سابق همیشه "همه بد" بوده و این دو هرگز درگیر یک رابطه شدید ، دوست داشتنی و شخصی نمی شوند. این مرحله "کاهش ارزش" نامیده می شود.

ذکر این نکته حائز اهمیت است که BPD باعث تکه تکه شدن حافظه می شود ، از جمله عدم وجود اجسام ثابت ، از بین رفتن کل ارتباطات شیء ، "فراموشی عاطفی" و خاطرات دروغین درست (چیزهایی که هرگز به طور کامل اتفاق نیفتاده است ، اما نسبت به PBPD به مانند سایر موارد نیز به همان اندازه صادق هستند). این مشکل عجیب در حافظه بدین معنی است که PBPD ها فقط بخاطر آخرین برخوردشان دیگران را به خاطر می آورند و پیوسته بر اساس هر برخورد آخر ، کل رابطه را رنگ می کنند. علاوه بر این ، خاطرات PBPD بر اساس احساسات فعلی آنها است نه گذشته واقعی. یک دیدگاه تحریف شده و درک تحریف شده از واقعیت یکی از اصلی ترین مشکلات BPD است. بدون درمان ، PBPD ها عموماً از تحریف خاطرات آنها بی اطلاع هستند.

اگر PBPD شما را بی ارزش کند ، به شما یادآوری می شود که شما همیشه فردی وحشتناک و شرور بوده اید که به خصوص دوست ندارید (اگرچه تا دیروز مرکز زندگی خود بودید و نمی توانستید کار اشتباهی انجام دهید). هر تلاشی برای یادآوری PBPD درمان نشده از گذشته ، منجر به سردرگمی و ناهماهنگی شناختی می شود. PBPD های درمان نشده در نهایت رفتار خود را حتی در برابر واقعیت های فریبنده عقلانی می کنند. برای PBPD ها ، حقیقت مطلق و تنها این است که آنها در حال حاضر درباره چیزی چه احساسی دارند.

پس از کم ارزش شدن ، عزیز متوجه یک تغییر بسیار شدید و ناگهانی در رفتار PBPD نسبت به آنها خواهد شد - فردی که دیروز بسیار دوست داشتنی بود و شما را به مرکز زندگی خود تبدیل کرده بود ، اکنون بدون هیچ دلیل واضحی با شما مانند شخص غیر گروتی رفتار خواهد کرد. انکار چیزی متفاوت است از آنجا که PBPD ها از ترس از ترس هستند ، ممکن است هنوز هم سعی کنند عزیز (هم اکنون سابق) را در مرحله معروف "من از تو متنفرم ، مرا رها نکن" نگه دارید. از طرف دیگر ، یک PBPD می تواند ناگهان از زندگی شما ناپدید شود و بعداً دوباره به آن بازگردد.

این امکان وجود دارد که PBPD به آرامی دوباره فرد کاهش ارزش را دوست داشته باشد و چرخه ایده آل شدن و کاهش ارزش از همه دوباره شروع شود. تا زمانی که PBPD درمان نشود ، کاهش ارزش نسبی اجتناب ناپذیر است و در بعضی از زمان ها این چرخه منجر به کاهش ارزش دائمی می شود.

BPD باعث بروز علائم مختلفی از جمله: به عنوان مثال ، عصبانی شدن یا ناراحت شدن بسیار و دشوار کردن آرامش ، پوچی شدید ، تحریک پذیری ، مصرف مواد مخدر برای مقابله با احساسات شدید ، رفتارهای خود مخرب مانند خرابکاری در روابط نزدیک و یا حتی خودآزار بودن ، سوء برداشت از واقعیت ("هذیان") ، عزت نفس ناپایدار (PBPD ها مشکل دارند که بدانند چه کسی هستند یا چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند) ، پذیرش اشتباه ("ایجاد خطا بر دیگران") ، جدایی از واقعیت تحت فشار (و / یا توهم) و در نهایت میزان خودکشی بسیار بالا (حداکثر 70 درصد PBPD ها اقدام به خودکشی می کنند).

PBPD ها باید به صورت حرفه ای درمان شوند. علاوه بر رفتار درمانی دیالکتیکی کاملاً لازم ، یوگا ، مدیتیشن و کارهای تنفسی باید به کنترل شدت احساسات BPD کمک کنند.


پاسخ 3:

اگر به صورت بالینی آموزش دیده نباشید ، احتمالاً نمی توانید. حتی برخی از متخصصان توسط برخی از افرادی که علائم آن شباهت زیادی به BPD دارند و روز دیگر به BPD منتقل می شوند ، رد می شوند. روانپزشکی اطمینان دارد ، برنامه ای دارد و به آن پایبند است. فرد مبتلا به BPD در همه جا است و ممکن است در یک دقیقه به نیازمندان بنظر برسد و در بعد تقاضا کند.

روانپزشکی کنترل خنک و محاسبه شده ای را دوست دارد ، در حالی که شخصیت مرزی در اثر نیاز ، عصبانیت و رفتار غیرقابل پیش بینی مانند برش ، افکار خودکشی و تلاش خود را کنترل می کند. بلعیدن یک بطری قرص در مقابل یک عاشق ترسناک به سرعت توجه شما را به خود جلب می کند.

این روانی معمولاً سابقه رفتار خودکشی را ندارد و دوست دارد دیگران را از طریق مشاغل مانند افسران پلیس ، پرستارها یا پزشکان اورژانس و مدیرعامل یک شرکت بزرگ یا کوچک کنترل کند که سهامداران و هیئت مدیره از افزایش سود حراست می کنند.

با تشکر از درخواست


پاسخ 4:

A2A ~ یکی از احساسات و کنترل بیشتری برخوردار نخواهد بود و دیگری دارای نوسانات شدید احساسی و عدم کنترل آنهاست. محدودیت: ترس ، نوسانات خلقی ، بی ثباتی ، تکانشگری ، احساس بی ارزشی ، خود آزاری ، احساس گناه ، تنهایی.

ASPD: بوردوما ، تمایل به خطرات ، بی حسی ، دستکاری ، عصبانیت.

اینها خاص نیستند ، اما شما باید یک مرور کلی دریافت کنید.